My dady

My dady
پارت⑧


سانا:هییییی چقد تو گاویییی «داد»
ات: چرا داد میزنی هاا
سانا: اوپاااا ات به من گفت میمون
ات: من قیافتو گفتم نه خودتو
تهیونگ: من تو دعواتون دخالت نمیکنم
سانا: اگه من میمونم تو هم دوست میمونی
ات: چرا حرفایی که قبلا بهت گفته بودم رو داری میگی...هرچند طبیعیه!
سانا: چراا
ات: میمونا تقلید میکنن از بقیه😂
سانا: خیلییییی خرررریی


~

«ویو شب تهیونگ»

داخل ماشین بودم، راه طولانی بود چون مکان عوض شده بود.
اون بی همه چیز منتظرم بود، معلوم نیست ایندفعه سر چی قراره قمار کنه، اون یه گدای بدبخته.
هیچی نداره ولی بازم میاد قمار.
پیاده شدم و سمت بار حرکت کردم، بادیگاردا پشت سرم قرار گرفتن

گارسون: سلام قربان، لطفا تشریف ببرین اتاق VIP طبقه سوم
تهیونگ:.....

راهی اتاق VIP که گیهو رزرو کرده بود شدم، معلوم نیس پولشو از کجا آورده.

لی گیهو: جناب کیم بالاخره اومدی
تهیونگ: اوم
لی گیهو:....
تهیونگ: خب شروع میکنیم
لی گیهو: اوکی شروع کنیم
تهیونگ: آماده باخت باش
لی گیهو: هه ولی این دفعه مطمئن باش من میبرم
تهیونگ: خواهیم دید
لی گیهو: آره میبینیم...

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

THE FIRST KISSPART: 8بعد از حرفم سکوت کرد دوباره به سمت خونه...

{استاده جدید}پارت دوم... ساعت از دوازده گذشته بود.ات هنوز رو...

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

•~•~قسمت چهارم : پیوند اجباری•~•~تهیونگ و ات داشتن جر و بحث ...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇16ویو هویج:چند روز از ورود لی یان به ...

مربی موتور سوار

........//برده ی زیبا//.......

رمان

تک پارتیاز:تهیونگوقتی باهم قهر بودیدات و تهیونگ باهم قهرن چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط