اوپی نوشته: هیسونگ وقتي به همه با اين اوِن عه سلام کرد ،

اوپی نوشته: هیسونگ وقتي به همه با اين اوِن عه سلام کرد ، سریع رفت سراغ عکاسي چون اصلا نمیدونست چطوري اون لحظه رو ادامه بده.. واقعا کیوت‌ترین آدم کل کهکشانه


هیسونگ مخصوصا اوایل ایونت خیلی مضطرب به نظر می‌رسید و مشخص بود که نميدونه باید چیکار کنه. لطفا هیسونگ رو زودتر برگردونید پیش پسراش :(
دیدگاه ها (۰)

#برادر ناتنی من

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : چهارم » ( بریم سراغ تهکوک که چجوری آ...

Heir of Light and Darknesspart : 12تهیونگ همینجوری داخل گوشی...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.2کانگ وو:چرا بهم چ...

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

اخرین دعا 27

«𝓴𝓪𝓯𝓮𝓱 𝓪𝓻𝓪𝓷 𝓮𝓼𝓵𝓸»« پارت : ۲ » بالاخره وقت تعطیلی کافه رسید و...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۷ویو راوی نورا ب...

Enemys Embrsce [ part ۳۶ ]

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط