یکی از اساتید بزرگ ریاضی دانشگاه تهران میگفت: چندسال پیش

یکی از اساتید بزرگ ریاضی دانشگاه تهران میگفت: چندسال پیش دعوت شدیم به یه کنفراس ریاضی جهانی
وقتی سوار هواپیما شدم دیدم یه طلبه هم نشسته
بهش گفتم این هواپیما به سمت مکه نمیره‌ها
گفت میدانم!
گفتم ماها برای کنفرانس ریاضی میریم
گفت می‌دانم!
دیدم کم نمیاره

مساله‌ای رو که میخواستم تو کنفرانس حل کنم رو بهش دادم و گفتم اگه راست میگی اینو حل کن
بعدشم خوابیدم
وقتی بیدار شدم دیدم داره مینویسه
گفتم حاجی خودتو خسته نکن؛ من تو دانشگاه تهرانم هروقت حل کردی برام بیارش
ولی اون هنوز داشت مینوشت
و دوباره خوابیدم

بیدار که شدم دیدم دیگه نمی‌نویسه
گفتم چیشد؟حل نشد؟
بالبخند برگه رو بهم داد و گفت: مساله ۴روش حل داشت که ۳روش رو برات نوشتم؛ روش چهارمم خودت بلدی
بعدش یه برگه بهم داد و گفت: این همون مساله‌ست که میخوام تو کنفرانس حل کنم اگه حل کردی حسن‌زاده هستم از قم!

اینم عناوین تالیفات #علامه_حسن_زاده_آملی در موضوع ریاضیات
دیدگاه ها (۱)

خاطره ای زیبا از علامه حسن زاده آملیآخوندا ما رو ول نمی کنند...

وقتی پریود بودی💙پارت ۲از خواب بیدار شدم...حقیقتا خیلی خوب بو...

#تپش.قلب.من Part 6تهیونگ:هست چون تو قراره مامان بچه هام بشیا...

کپشن

رمان خبر ممنوعه پارت چهارم ۴

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

Pat:4اسم: عاشق چشماش شدما.ت . پام گیر کرد به لبه‌ی در و افتا...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۳ *سانیار*در رو با یه ضرب باز کرد...

وقتی ازم برای اولین بار پرسیدن قهرمان زندگیت کیه؟بدون مکث اس...

Do I love him, or do I hate him?p:⁴اجوما هم خیلی سریع درست ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط