{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته ام

خسته ام
ازخود گریزانم
نمی دانم چرا؟
غم زده بر جسم بی جانم
نمی دانم چرا؟

باد
گویی ریشه ام را سست و بی جان کرده است
همچو برگی دست طوفانم
نمی دانم چرا؟

روزگاری در سرم سودای جنگل بود و حال
تک درختی در بیابانم
نمی دانم چرا؟

من که خود "دنیای باران" بودم اینک اینچنین
تشنه ی یک قطره بارانم
نمی دانم چرا؟

سهم من از زندگی جز درد و ناکامی نبود
من دلیلش را نمی دانم!!
نمی دانم چرا؟

گرچه تو روح مرا در هم شکستی
باز هم
با تو هستم،با تو می مانم
نمی دانم چرا...؟
دیدگاه ها (۴)

ای بابا بازم ویس داغونه ک این چ وضعشه دیگه

ﺩﻟﮕﯿﺮﻡ...ﻭﺍﺳﻪﺍﻭﻥﺩﺧﺘﺮﯼﮐﻪ ﻫﺮﺷﺐﺳﻔﯿﺪﯼ ﺑﺎﻟﺸﺘﺸﻮ ﺑﺎﺭﯾﻤﻠﺶ ﺳﯿﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻪ...

: ⇜نَبــــودش برام سَـــــخته ...↫امــــا دیگـه بودنِشَـــــ...

ﻫﻤﻪ ﻣﺎﻫﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ! ﺍﻣﺎ ﻣ...

خسته ام...ازخود گریزانم...نمی دانم چرا؟غم زده بر جسم بی جانم...

خستـــه ام ازخـــــود گـــــریزانم نمی دانم چرا؟غم زده بر جس...

"خسته ام...ازخود گریزانم...نمی دانم چرا؟غم زده بر جسم بی جان...

خستـــه ام ازخـــــود گـــــریزانم نمی دانم چرا؟غم زده بر جس...

خسـَِـَِـَِـَِـَِـَِـَِـَِـَِـِـِِـِِِْـِِِْْْـِِِْْْـِِِْْْ...

خسته ام ازخود گریزانم ...

خسته ام...ازخود گریزانم...نمی دانم چرا؟غم زده بر جسم بی جانم...

خسته ام...ازخود گریزانم...نمی دانم چرا؟غم زده بر جسم بی جانم...

خسته ام از خود گریزانم.... نمی دانم چرا!.......3

خستـــه ام ازخـــــود گـــــریزانم، نمی دانم چرا؟غم زده بر ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط