{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خستـــه ام ازخـــــود گـــــریزانم، نمی دانم چرا؟

خستـــه ام ازخـــــود گـــــریزانم، نمی دانم چرا؟
غم زده بر جسم بـــــی جانـــــم، نمی دانم چرا؟

باد،گویی ریشه ام را سست و بی جان کرده است!
همچـــــو برگـــــی دست طوفانم، نمی دانم چرا؟

روزگاری در ســـــرم ســــودای جنگل بود و حال...
تکـــــ درختـــــی در بیابانـــــم، نمی دانم چرا؟

من که خـــــود "دنیای باران" بودم اینک اینچنین...
تشنه ی یکـــــ قـــــطره بارانم، نمی دانم چرا؟

سهم من از زندگـــــی جز درد و ناکامی نبود!
مـــــن دلیلش را نمـــــی دانم... نمی دانم چرا
دیدگاه ها (۳)

دلتنـگ ڪه مـی شـوم قلبـم از هزار جا ترڪ بـر مـی دارد امـا چـ...

‌ امشب چه شود در دل تاریکی وغمها آن ماه بکوبد به درخانه ام ا...

من تشنہ ے دیدار تو هستم تو چہ هستےآیینہ ے دیوار تو هستم تو چ...

قصد دارم غزلم را به تو تقدیم کنمشاه بیت غزلم را ، ز ، تو ترس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط