{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Who is win?

شلام🌙💎

پارت۴:

کلاس تموم شده بود که ات دید جونگکوک جلو در ایستاده.

— چیه باز؟

جونگکوک گفت:

— ازش فاصله بگیر.

— به تو چه؟

— چون منم تو اون دنیا هستم.

ات خشکش زد.

— چی گفتی؟

جونگکوک عینکشو برداشت.

نگاهش دیگه اون پسر خرخون آروم نبود.

— فکر کردی فقط درس می‌خونم؟

من مغز اون باند لعنتیم.

سکوت.

— تهیونگ زور بازوشه. من برنامه‌ریزشم.

ات خندید ولی صداش لرز داشت:

— دارین سرکارم می‌ذارین؟

جونگکوک آروم گفت:

— نه. داریم وارد زندگیت میشیم.

ادامه دارد...

پارت بعد رو ساعت یک میزارم همه آنلاین باشینااااا🌙💎💟✨🙃
دیدگاه ها (۱۳)

Destiny part 14

چندپارتی تهیونگ

رمان تهکوک

عشق شکوفه شده...پارت²که یهو دید چند تا از بادیگارداش مردن سر...

عشق بد پارت 31

پارت ۷ — پارت "شکل‌گیری عروس ارباب" 🖤 پارت ۷: «دستور، فرمان ...

پارت ۶تو ماشین هیونجین : هومم بیب مال خودم میکنمت بزار برسیم...

اسم فیک: اون واسه منهp58ویو فردا ات: با خوردن نور داغ و تیزآ...

پارت ۸تهیونگ: ات..ات: بله؟تهیونگ جوری محو ات شوده بود که حتا...

پدر خونده (part47)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط