my dance partner 🌊

my dance partner 🌊
#my_dance_partner
𝑷𝑨𝑹𝑻 20
𝑳𝒂𝒔𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕 ✨
ویو جیمین:
تا حالا تو عمرم اینقدر از کام شدن لذت نبرده بودم این بهترین بود برام.
اتو بردم خونش و دوباره بوسیدم الان که مال منه دیگه میتونم به همه بفهمونم مال منه مخصوصا اون چوی عوضی.
توی تخت بودیم سرش رو سینم بود مشخص بود خستس.
=جیمینا....
_بله ملکه؟
=چوی....
با شنیدن اسمش بدنم منقبض شد
_چوی چی؟
=چوی همه ی اونکارارو کرد تا تو به من اعتراف کنی.
_ها؟ یعنی چی؟
=خب من بهش گفتم که من دوستت دارم و اون تو رو زیر نظر داشت و بهم گفت احتمال داره تو هم عاشقم باشی برا همین وقتی نزدیک تو بودیم طوری رفتار میکرد تا ببینه ری اکشنت چیه و حسادت میکنی یا نه وقتی بهش گفتم منو بوسیدی گفت پس به این کارمون ادامه بدیم تا بهم اعتراف کنیم...
_و... واقعا؟ من ازش متنفر بودم...
=فکر کردی میخواد منو بدزده؟(خنده)من از روزی که تو کمپانی برای اولین بار افتادی روم عاشقت شدم.
_اما من از قبل اینکه ببینمت فنت بودم و همیشه رویای همکاری با تو و رابطه ی عاشقانه رو میدیدم ات.
=واقعا؟! فن من؟!
_اوهوم.... و اینکه حالا که مال منی من نمیرم بوسان و ما همکاریمونو ادامه میدیم
=عالیهههه!عاشقتممم
سرمو تو گردنش فرو بردم گردنشو مثل گربه به ارومی گاز میگرفتم.
ویو ات:
از کاراش خندم میگرفت.
صدامو بچه گونه کردمو و گفتم: نینی خوابش نمیاد؟
ولی جوابی نگرفتم یکم فاصله گرفتمو دیدم مثل بچه ها خوابیده
=من اخر سر ضعف میکنم میمیرم اینقدر تو شیرینی
محکم بغلش کردمو به خواب پر ارامشی رفتم...
فردا:
ویو جیمین:
رفتیم کمپانی و رابطمونو اعلام کردیم کل کشور در عرض چند ساعت ترکید،
✓به به مستر جیمین بالاخره اعتراف کرد (خنده)
~من بهت شک داشتم جیمین (خنده)
رفتم پیش چوی و بهش لبخند زدم و یهو محکم بغلش کردم.
_ازت خیلی ممنونم، و واقعا متاسفم برای اینکه ازت متنفر بودم...
چوی: خوشحالم که شما دوتا به هم رسیدین
_اره به لطف تو
چوی:من که کاری نکردم (لبخند)
_نه اتفاقا تو همه کاره ای اگه تو نبودی من علاقمو به ات فراموش میکردموچیزی تشویقم نمیکرد تا بهش اعتراف کنم....ممنونم
شب توی تخت:
_ات...
=جانم بیبی؟
_سال 1984 بهترین سال دنیاست
=خوشحالم که اونو با اعتراف به تو شروع کردم.
_عاشقتم...
=من بیشتر
_نه من بیشتر
=چی؟ معلومه که نه (خنده)
_بیخیال میدونی که من مدت بیشتری عاشقت بودم
ادمین:
و ان گونه است که قلب ها نیمه ی دیگر خود را پیدا میکنند و فقط تلنگری لازم دارند تا بهم اعتراف کنند☆
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پایاننن
ببخشید بد بود هویجام
امیدوارم دوست داشته باشید هویجاممممم✨
حتما بگید فیک بعدی از کی باشههه
یه ده پارتی با یونگی بریم؟


.
.
.
.

#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#ته_ته
دیدگاه ها (۱۹)

وقتی درسش بد بودو..

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت نــه 𓆪 🖤🥀جیمین چراغ قوه‌ی گوشی‌اش ر...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

#میکاپ_آرتیست_من

part¹²ویو جونگکوک::نمیدونستم اون یارو کی بود و ات رو واسه چی...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

پارت سوم عروسک کوچولو ویو راوی کوکو به ات نزدیک شود و بهش گف...

شب تولدم پارت 14#: خب من به ات گفتم خجالت نمیکشی با این لباس...

پارت : ۱۳ ویو me:ا.ت و جیمین از حموم اومدن بیرون و لباس پوشی...

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط