رفته بودم امتحان رانندگي بدم…
رفته بودم امتحان رانندگي بدم…
چار نفري سوار شديم و من زودتر از همه نشستم پشت رول تا افسر بياد…
خلاصه افسر اومد و منم شروع کردم به تنظيم آينه و صندلي و …
زدم تو دنده را افتادم… يه چند صد متري رفتيم برگشتم افسرو نيگا کردم ديدم چيزي نميگه..!!
بهش گفتم: جناب سروان من همينجوري مستقيم برم؟؟
يارو با تعجب گفت: جناب سروان؟؟ من مسافرم!!! شما مگه تاکسى خطى نيستي؟؟؟
از تو آينه نيگا کردم ديدم يکي با پرونده داره ميدوعه دنبال ماشين..!!
ترمز دستيو کشيدم در ماشينو وا کردم دِ فـــــــرار!!!
گفتم الان بيام توضيح بدم منو به جرم سرقت اموال پليس دستگيرم ميکنن!!
چار نفري سوار شديم و من زودتر از همه نشستم پشت رول تا افسر بياد…
خلاصه افسر اومد و منم شروع کردم به تنظيم آينه و صندلي و …
زدم تو دنده را افتادم… يه چند صد متري رفتيم برگشتم افسرو نيگا کردم ديدم چيزي نميگه..!!
بهش گفتم: جناب سروان من همينجوري مستقيم برم؟؟
يارو با تعجب گفت: جناب سروان؟؟ من مسافرم!!! شما مگه تاکسى خطى نيستي؟؟؟
از تو آينه نيگا کردم ديدم يکي با پرونده داره ميدوعه دنبال ماشين..!!
ترمز دستيو کشيدم در ماشينو وا کردم دِ فـــــــرار!!!
گفتم الان بيام توضيح بدم منو به جرم سرقت اموال پليس دستگيرم ميکنن!!
- ۱.۰k
- ۲۳ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط