📚برشی از کتاب

📚برشی از کتاب

پدرم تلاش کرده بود تمامِ تصاویر برادرش را از بین ببرد تا شاید فراموشش کند، پوچىِ تلاشش کاملا اشکار بود.
وقتى اینهمه تلاش مى کنى یک نفر را فراموش کنى، خودِ این تلاش تبدیل به خاطره مى شود.
بعد باید فراموش کردن را فراموش کنى، بعد خودِ این هم در خاطر مى ماند.

📕اثر:#جزء از کل
✍🏻نویسنده:#استیو_تولتز
#diyare_kurd
#BookTime
دیدگاه ها (۰)

انتشار اثر جدید دکتر رزیتا دغلاوی‌ نژاد: «مبتکران کوچک»معرفی...

ادامه ترجمه‌ی مصاحبه‌ی مینهو برای مجله‌ی Numero TOKYO💬: استی...

🔻🖤⏳ واقعیت با اون چیزی که اونها دلشون می‌خواد، فاصله زیادی د...

بره، در حالی که مریم همزمان سعی می‌کند آن را نگه دارد؟ این ا...

آنان که شرم داشتند مُردند؛آتش‌سوزی در حمام‌های زنان در قاهره...

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)پارت ۴**ویو آت**صبح جمعه با صدای بلند ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :اما برای دیگران در غیب...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :3- لقمۀ حرام، اثر بسیا...

پارت سیزدهمباران هنوز می‌بارید.آرون وسط سالن ایستاده بود، ان...

از خاکریز تا شناخت تماشاچی نباش راوی شو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط