{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید

وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید

من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی

یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آندم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد

من بودم و چشمان تو ، نه آتشی و نه گِلی
چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی
دیدگاه ها (۱)

من عاشق چشمت شدم ♥️نه عقل بود و نه دلیچيزی نمی دانم از اين د...

افتاده در چشم تو صاف

وقتی لب تو خنده زد

اگر بخوام غیر از گرونی چیزی بگم که دلم رو گرم کنه از چشم‌های...

چندپارتی جیهوپ

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

می دونی منطقشون چیه ؟!اینکه مردم منطقه و مخصوصا " حوثی " های...

Forced MarriagePart 58چند ثانیه سکوت شدتهیونگ هنوز نگاهم می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط