my little mochi:part25

my little mochi:part25

تهیونگ ویو:

کوک:اما حالا چطوری باید نینی بیاریم.

پوزخند زدم و دلم برای معصومیتش رفت.

ته: واقعاً میخوای نینی داشته باشیم بانی.

کوک: آره آخه من از بچگی دوست داشتم نینی داشته باشم.

ته:باشه پس شروع میکنیم.

کوک رو بلند کردم و رفتم سمت اتاق.

....⁦^⁠_⁠^⁩....
بمونید توی خماری اما شاید تو کامنت ها ادامه اش رو گذاشتم براتون.
دیدگاه ها (۱۸)

پری کوچولوی من پارت ۷کوک: اروم رفتم و از پشت بغلش کردم. ته ت...

part 8?جیمین ویو:خیلی خوابم میومد و دلم میخواست بخوابم اما ت...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

ددی خون آشام من

.PRISON MAFIA.

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

پارت چهار دخترا کم کم رفتن و فقط سونی موندسونی هم زود رفت تو...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆P27تهیونگ: اووو آ...

پارت ۱۰

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط