پارت چهار
پارت چهار
دخترا کم کم رفتن و فقط سونی موند
سونی هم زود رفت توی کلاس
جونکوک توی کلاس بود
کوک: چرا دیر اومدی؟( سرد و خشک )
سونی: ببخشید حالم خوب نبود
کوک برگه های امتحانی رو پخش کرد
ویو سونی
سوال ها آسون بودن ولی یکیشون رو کامل جواب ندادم،یعنی دعوام میکنه؟
بعد از امتحان
ویو سونی
برای اینکه با کوک نمی خواستم برم خونه خواستم سوار اتوبوس بشم که از پشت یکی بغلم کرد
کوک: سونی غلط کردم برگرد داخل ماشین
سونی: کوک نکن همه دیدننن
کوک به حرف سونی اهمیت نداد و سونی رو بغل کرد و سوار ماشینش کرد
کوک یه سیلی محکم زد تو گوش سونی
کوک: چرا سوالت رو کامل جواب ندادی؟( عربدهه و عصبانی )
سونی: کوک ببخشید که هیچوقت برات کافی نبودم
کوک: چی
سونی: میدونم دوستم نداری و فقط به عنوان یه برده ازم کار میکشی،ولی ولم کن....اونطوری که تو بخوای من نمی تونم زندگی کنم
کوک محکم سونی رو بغل کرد و گفت ببخشید....چون تو روانی هستی گفتم اگر منم مثل تو باشم دوستم داری....میدونی که دارم راجب کی صحبت میکنم....اون پسره که میخواستی بکشیش چون فقط با یک دختر حرف زده بود
سونی: چ...چی میگی آخه من همچین کاری نکردم
سونی سعی کرد از بغل کوک بیرون بیاد ولی کوک محکم تر بغلش کرد
کوک: من با هیچ دختری حرف نمیزنم....اگر زدم با دستای خودم میکشمش....سونی عاشقتم...میفهمی؟
سونی: پس چرا هربار که یه اشتباه میکنم میزنیم؟
کوک: باشه ببخشید دیگه این کارو نمیکنم،البته تا وقتی که خیانت نکنی
سونی: کوک تو الان منو زدی.....فکر کردی وقتی بگی دوستم داری میبخشمت؟
چطور بود؟
دوباره گذاشتم
دخترا کم کم رفتن و فقط سونی موند
سونی هم زود رفت توی کلاس
جونکوک توی کلاس بود
کوک: چرا دیر اومدی؟( سرد و خشک )
سونی: ببخشید حالم خوب نبود
کوک برگه های امتحانی رو پخش کرد
ویو سونی
سوال ها آسون بودن ولی یکیشون رو کامل جواب ندادم،یعنی دعوام میکنه؟
بعد از امتحان
ویو سونی
برای اینکه با کوک نمی خواستم برم خونه خواستم سوار اتوبوس بشم که از پشت یکی بغلم کرد
کوک: سونی غلط کردم برگرد داخل ماشین
سونی: کوک نکن همه دیدننن
کوک به حرف سونی اهمیت نداد و سونی رو بغل کرد و سوار ماشینش کرد
کوک یه سیلی محکم زد تو گوش سونی
کوک: چرا سوالت رو کامل جواب ندادی؟( عربدهه و عصبانی )
سونی: کوک ببخشید که هیچوقت برات کافی نبودم
کوک: چی
سونی: میدونم دوستم نداری و فقط به عنوان یه برده ازم کار میکشی،ولی ولم کن....اونطوری که تو بخوای من نمی تونم زندگی کنم
کوک محکم سونی رو بغل کرد و گفت ببخشید....چون تو روانی هستی گفتم اگر منم مثل تو باشم دوستم داری....میدونی که دارم راجب کی صحبت میکنم....اون پسره که میخواستی بکشیش چون فقط با یک دختر حرف زده بود
سونی: چ...چی میگی آخه من همچین کاری نکردم
سونی سعی کرد از بغل کوک بیرون بیاد ولی کوک محکم تر بغلش کرد
کوک: من با هیچ دختری حرف نمیزنم....اگر زدم با دستای خودم میکشمش....سونی عاشقتم...میفهمی؟
سونی: پس چرا هربار که یه اشتباه میکنم میزنیم؟
کوک: باشه ببخشید دیگه این کارو نمیکنم،البته تا وقتی که خیانت نکنی
سونی: کوک تو الان منو زدی.....فکر کردی وقتی بگی دوستم داری میبخشمت؟
چطور بود؟
دوباره گذاشتم
- ۴۷۳
- ۰۶ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط