Pt6

ا/ت: چی شده؟ عباس اقا: یاد بچه گیات افتادم اینجوری هندونه میخوردی ی عکس تو البوم داری اب هندونه رو پیرهنت ریخته شلوارتم خیسه ههههه دیگ نتونستم جلو خودمو بگیرم شروع کردم ب خندیدن ا/ت عصبی شده بود ا/ت: شبخیر پا شو بریم پاشدم دنبالش رفتم تپ اتاق ا/ت رو تخت خوابید پتو کشبد رو سرش منم ی پتو بالش ورداشتم خوابیدم صبح با صدای عباس اقا بیدار شدم عباس اقا: پاشو پسرم پاشو ( پر انرژی) یونگی: چیشده؟( خوابالو) عباس اقا : پاشو بریم دیگ پاشو بلند شدم نشستم سر جام دور ور انالیز کردم دیدم ا/ت خوابه یعنی اونو نمیبریم چشم ب ساعت افتاد دیدم ۴ صبح وات؟ ۴ صب صوبونه ؟ اگه ۴ صب صوبونه بخوریم حتما باید ساعت۱۰ صب هم ناهار بخوریم عباس اقا: پاشو دیگ بلد شدم شلوارم عوض کردم رفتیم سوار ماشین شدیم یونگی: الان مگه کافه بازه؟ عباس اقا: کافه چیه؟ یونگی: مگه نمیخوایم صوبونه بخوریم عباس اقا: میخوام ی صوبونه اصیل ایرانی بهت بدم یونگی: از اونایی ک بعصی اوقات ا/ت درس مبکنه؟ عباس اقا: واقعا؟ مگه کره هم ازینا دارع یونگی: همون ک با گوچه تخم مرغ عباس اقا : نه پسرم این غذا خیلی قوتی چربه یونگی : کی میرسیم؟ عباس اقا: دو ساعت دیگ یونگی: پس من ی چرت بخوابم( بچم دورگه شد)با صدای عباس اقا بیدارم شدم رفتیم تو ی مغازه رو یکب از میزا نشستم از اونجایی ک خوابالو بودم دور ور درس انالیز نمیکردم فقط ی چیزی شنیدم ک نیگف من پاچه میخوام یعنی چی پاچه میخوام عباس اقا: پسرم پسرم یونگی: بله( خوابالو) سرمو چرخوندم چشم خورد ب کله ی گوسفند ک دارع بهم میخنده بلند داد زدم عباس اقا: چرا داد میزنی؟ یونگی: این ...این گوسفنده ورا دارع بهم میخنده؟ عباس اقا: پس میخواستی گریه کنه {از زبان ا/ت} مامان ساعت۷ از وانتی ۵ کیلو باقالی خرید ما هم نشستیم مشغول پاک کردن شدیم ک یونگی بابا با هم اومدن ا/ت: سلام یونگی چیزی نگف ولی سرشو تکون داد بابا ،با قیافه در هم اومد تو اعظم خانم: چیشده؟ بابا: ام ام خب چیزی نشده شماها کی برمیگردید ؟ ا/ت: فردا یونگی: می...میش...ه ب..ریم .....د...د....دک..تر ا/ت: چرا اینجوری حرف میزنی؟ یونگی: با...بات...من..منو ...بر...د ....ی جا ....کل...کله گوس‌....فند...می...گف ..ب..بخو‌.. ا/ت: بابا شوهر منو بردی کله پزی مش حسن پاچه بدی بهش عباس اقا: خب نمد چرا وقتی کله گوسفند دید ایجوری شد( زبون بچم ناقص کردی ایش)
دیدگاه ها (۵)

سناریو مایکی پارت ۲

marry without love

پارت ۲ (سرنوشت) ویو ا/ت:خیلی داشت تند میرفت ریده بودم به خود...

پارت۳

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

Forbidden love①①شب توی خوابگاه دراز کشیده بودم و داشتم از خس...

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

چندپارتی

انتقام یا عشق

stolen

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط