{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

... از شخصی پرسیدند روزگارت چگونه است؟

... از شخصی پرسیدند روزگارت چگونه است؟
اندوهگین گفت:
چه بگویم ، امروز از زور گرسنگی مجبور شدم کوزه سفالی که یادگار سیصد ساله ی اجدادم بود بفروشم و نانی تهیه کنم...
حکیمی زمزمه کرد :
خداوند روزی ات را سیصد سال پیش کنار گذاشته و اینگونه ناسپاسی میکنی.....
دیدگاه ها (۱)

... از شخصی پرسیدند روزگارت چگونه است؟اندوهگین نگاهی کرد و پ...

از شخصی پرسیدند روزگارت چگونه است؟اندوهگین نگاهی کرد و پاسخ ...

از شخصی پرسیدند روزگارت چگونه است?اندوهگین نگاهی کرد و پاسخ ...

از شخصی پرسیدند روزگارت چگونه است؟اندوهگین نگاهی کرد و پاسخ ...

از شخصی پرسیدند روزگارت چگونه است؟اندوهگین نگاهی کرد و پاسخ ...

از شخصی پرسیدند روزگارت چگونه است؟ اندوهگین نگاهی کرد و پاسخ...

از شخصی پرسیدند روزگارت چگونه است؟اندوهگین نگاهی کرد و پاسخ ...

از شخصي پرسيدندزندگیت چگونه مي گذردبا نا راحتي جواب داد چه ب...

از شخصي پرسيدند : روزها و شب ها يت چگونه مي گذرد؟ با نا راحت...

از شخصی پرسیدند: روزها و شب هایت چگونه می گذرد؟با ناراحتی جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط