... از شخصی پرسیدند روزگارت چگونه است؟
... از شخصی پرسیدند روزگارت چگونه است؟
اندوهگین گفت:
چه بگویم ، امروز از زور گرسنگی مجبور شدم کوزه سفالی که یادگار سیصد ساله ی اجدادم بود بفروشم و نانی تهیه کنم...
حکیمی زمزمه کرد :
خداوند روزی ات را سیصد سال پیش کنار گذاشته و اینگونه ناسپاسی میکنی.....
اندوهگین گفت:
چه بگویم ، امروز از زور گرسنگی مجبور شدم کوزه سفالی که یادگار سیصد ساله ی اجدادم بود بفروشم و نانی تهیه کنم...
حکیمی زمزمه کرد :
خداوند روزی ات را سیصد سال پیش کنار گذاشته و اینگونه ناسپاسی میکنی.....
- ۱.۳k
- ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط