عشق به سبک مافیایی! 🖤✨ part ¹⁸

چا اون وو= حاجی خدایی مینسو خیلی کیوته من یه حس هایی بهش دارم شاید تا فردا بهش اعتراف کنم
تهیونگ = اره کیوته ولی جونگ کی عجب دختر هاتی عه چه بدنی داره اصلا جووووونننن 😈
_عه منحرف های بد بخت واقعا که. ولی حالا ا.ت هم بد نیست منم یه حس هایی بهش دارم😁
تهیونگ = داداش تو هم از خودمونی
چا اونگ وو= مگه میشه پیش ما باشی ولی منحرف نباشی 😅
{ پرش زمانی به فردا صبح }
[ ا.ت ویو ]
از خواب بیدار شدم رفتم دست و صورتم رو شستم و اومدم رفتم صبحونه خوردم ولی هنوز جونگ کی و مینسو رو ندیدم آها حواسم نیست اونا تا لنگه ظهر می‌خوابن 😅
+خانم لی جونگ کی و مینسو رو ندیدی ؟
خانم لی= نه ندیدم حتما خوابن
+ آها راستی ارباب ها کجان
خانم لی= رفتن بیرون
+خیلی ممنون ( رفتم جلوی در جونگ کی )
+ هوی جونگ کی نمی‌خوایی بیدار شی ساعت رو نگاه کردی ( داد)
جونگ کی = ها چی شده زلزله اومده ( با آسترس و ترس)
+ نمیگی آنقدر می‌خوابی اربابت بهت گیر میده
جونگ کی= حالا که گیر نداده
+ خب حالا پاشو یه زره به خودت برس شبیه جنگلی ها شدی ( اینو گفتم و رفتم جلو در اتاق مینسو )
+ مینسوووووووو( داد )
مینسو= حاجی بیدارم آرام باش
+ عه بیداری خب میگفتی من حنجره ام رو پاره نمی‌کردم
مینسو= خب حالا چی کار داشتی
+ هیچی فکر کردم خوابی اومدم بیدارت کنم خب اسکل تو که بیداری چرا نمیای بیرون من حوصلم پوکید
مینسو= باش بریم بیرون .........
شرط فالور ها بشه ۱۲۰
#بی_تی_اس
#فیک_بی_تی_اس
#جونگکوک
#تهیونگ
#جیمین
#بلک_پینک
#ویسگون
#کیپاپ
#کیوت
دیدگاه ها (۰)

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 22...........گارسون=بله بفرم...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

From hate to lovePart:9 ویو آرتمیسدلم خیلی درد میکرد و داشتم...

THE FIRST KISSPART: 4♡: خب حالا باید از خود رئیس بخوای و بری...

معامله p34تهیونگ پیام را خواند و اخمش عمیق‌تر شد.کوک: «نمی‌خ...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

پارت ۶ | اتفاقی؟ساعت کاری تموم شده بود.تهیونگ کیفش رو برداشت...

پارت ۲۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط