فکر میکردم اون یه ذره آدمه رفت و تنها شد دلم یه عالمه

فکر میکردم اون یه ذره آدمه رفت و تنها شد دلم یه عالمه
البته تا اونجایی که یادمه هر چی خوردم از این دله سادمه
من خسته شدم از آدما و طعنه هاشون خسته شدم از اومدنو رفتناشون
خستم از خیابونو پیاده روهاش ازت که خواسته بودم مراقبم باش
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲ ویو ا.ت جونگ کوک آروم کنارم نشست سعی کرد فاصلش رو حفظ...

Do I love him, or do I hate him?p:⁴اجوما هم خیلی سریع درست ک...

پارت ۶داشتم نگاه جونگ کوک میکردم که یهو از پله ها سر خوردم و...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

وقتی دوست صمیمیشی دوست دختر داشت ولی یه روز .. . اون کوک بود...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

part : 46chapter : 2نمیدونم ... شاید دنیای بعدی بتونیم کنار ...

..عشق تلخ.داستان از کجا شروع میشه یه روز مثل همیشه برای کار ...

مافیای من

part : 9پاورچین پاورچین از در فاصله گرفتم و در اتاق اولی رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط