P5

لونا:مت این پسره زیادی داره میره رو مخم
متیو نگاهی بهش انداخت: گفتی سال چندمه؟
لونا: گفت شیشمه اگه درست یادم باشه
متیو:اینکه قدش از منم کوچیکتره
لونا: تو زیادی بلندی مت(با خنده)
متیو: میخوام بدونم با چه اعتماد به نفسی میخواد بهت نزدیک بشه تو همون کسی بودی که پارسال نزدیک یول بال فک کنم ۲۰ تا پسر رد کردی نه؟
لونا:میگم امسال اومده واسه همون حتی اسممو هم نمیدونه ولش بیا بریم پیش بچه‌ها
رفتیم و نشستیم واسه اینکه تمرکز همدیگه رو بهم نزنیم کنار هم نمی‌نشستیم هیچ وقت و میز رو به رو من خالی بود چه بهتر کتابامو کامل چیدم رو میز و دوتا میز رو با هم اشغال کردم و مشغول درس خوندن شدم شیطون بودنم دلیلی بر خرخون نبودنم نیست که
بعد از یه مدتی نگاه سنگینی رو خودم احساس کردم این بار دیگه کدوم مرتیکس سرمو بالا آوردم و به رو‌به‌روم نگاه کردم این بار وود بود سوالی نگاهش کردم
وود: لونا بودی درسته؟
سری تکون دادم:چی میخوای؟
وود:میخوام بهت پیشنهاد دوستی بدم
لونا:علت؟
وود: دوست شدن علت میخواد؟
لونا:البته ما کلا فرقمون از زمین تا آسمونه چرا باید ازم بخوای که دوستت بشم
وود:شاید میخوام بهت نزدیک بشم
لونا: خب؟
وود:شاید تو هم بهم علاقه‌مند شدی کی میدونه؟
لونا:او پس بگو میخوای بهم نزدیک بشی چون علاقه داری و دوستی بهونس
وود سری تکون داد:دو ساله که روت کراشم لونا
لونا: شاید در حد یه همکلاسی و یا رقیب تو کوییدیچ ببینمت ولی دیگه دوست نه چه برسه به اینکه بخوای بیشتر بهم نزدیک بشی متاسفم ولی میخوام ردت کنم و حالا لطفا تنهام بزار
وود:فعلا این جواب رو قبول میکنم ولی بیشتر تلاش میکنم که به چشمت بیام امیدوارم تا آخر امسال جوابت تغییر کنه چون همونطور که میدونی سال آخریم
و بلند شد و رفت سرمو انداختم پایین و دوباره ادامه دادم انگار اتفاقی نیفتاده
با احساس دستی رو شونم سرمو بالا آوردم این بار دیگه کیه؟! عه اینکه درای خودمونه
لونا:چی شده درای؟
دریکو:وقت شامه گربه کوچولو کتاباتو جمع کن بریم
لونا:بقیه رفتن؟
دریکو:آره زود باش اونا نیم ساعته رفتن
سری تکون دادم و همه کتابا رو چپوندم تو کیفم: بریم درای بقیه چرا زودتر رفتن؟
دریکو:کارشون تموم شده بود
لونا:و تو چرا موندی؟نمیخواستی پیش اون همه پسر تنهام بزاری نه؟
دریکو: گربه کوچولو درس اضافه خوندم داشتم واسه فردا پیش خوانی میکردم
لونا:هییی فقط بلدی ضایعم کنی چی میشه بزاری طبق تصوارتم پیش برم
دریکو خندید
لونا:فک کنم بتونم یکیو پیدا کنم که مراقبم باشه وود امروز بهم پیشنهاد دوستی داد هنوز ردش نکردم
دریکو:اون که تو رو میشناسه اون چرا باید سعی کنه بهت نزدیک شه؟! فک کنم کامل نمیشناسه اگه میشناخت نزدیکت نمیشد گربه تو زیادی غیر قابل تحملی
لونا: عزیزم خیلیم دلت بخواد تو بدسلیقه‌ای تقصیر من نیست
دریکو:خیلی خب کشش نده ببینم تو نبودی که امروز یه پسر رو دو بار پرتش کردی؟ پس نیاز به محافظت چه کوفتیه که داریم سرش بحث میکنیم؟
لونا:بابا بهم گفته امسال متین رفتار کنم واسه همون دیگه نمیخوام دعوا کنم
دریکو: فک نمیکردم دختر حرف گوش کنی باشی
لونا: یادت که نرفته من فقط اینجا تبدیل به یه عجوبه میشم با کمالات ترین نوه خاندان محسوب میشم درای
دریکو: نه بابا یواش پیش برو گربه کوچولو تو و واژه با کمالات متضاد همن
لونا: با کمالات بودن تو ذاتمه با کمالات بودن رو با لوس بودن اشتباه نگیر درای
دریکو که انگار حرفی واسه گفتن پیدا نمیکرد ساکت شد برگشتم سمتش و لبخند پیروزمندانه‌ای زدم
دیدگاه ها (۰)

رمان : یک قدم تا توپارت ۳:تایم شام تموم شد. همه اسلترینی ها ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۵ *آوا*آبروتون رو میبرم .به این ر...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_23 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄صدا...

باز داره شنبه میاد خدایا منو بکش من دیگه نمیتونم همکلاسی های...

متیو و دختری از جنس دریا p1

پارت جدید..میگذرد..

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 15مینهو پشت میز نشسته بود و به مدار...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۶🦋)✥(ویو لوین کاترین)گربه کوچولویی که قبلاً ب...

چند پارتی پارت سه

چند پارتی (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط