تو به قولِ غزل از ماه کمی ماه تری

تو به قولِ غزل از ماه کمی ماه تری
تو از این شاعر بی قافیه آگاه تری

در شب چشم تو من خواب عجیبی دیدم
خواب دندان زدنِ سرخیِ سیبی دیدم

سرخی سیب نجیبی که مرا عاشق کرد
دلش از دستِ من و دستِ نچیدن دق کرد!

غزل از چشم شما روی دلم می بارد
یک نفر نیست که این فاصله را بردارد؟

همنفس، بیشتر از فاصله ها تنهاییم
من و تو، هر دو زمین خورده یک رویاییم

تن تو کوه تلنبار علایق شده است
سر این کوه پلنگی ست که عاشق شده است
دیدگاه ها (۵)

سناریو جدید

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

پارت ۶۰

dark life = 33

👑 پارت هشتم | تمرینِ رقصصدای ویولن در سالن تمرین می‌پیچید.لی...

تنهایی ام مرا چه غم ورنج وآه داد دستم گرفت ...

𝖕𝖆𝖗𝖙8جیمین او را در راهروی پشتی گیر آورد. همان راهرویی که او...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p32فلیکس : نه. فقط دارم ...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

ا/ت هنوز به پیام سوکجین خیره شده بود.«رسیدی؟»پیام ساده‌ای بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط