چند پارتی درخواستی

چند پارتی درخواستی

شخصیت ها :ات کوک تهیونگ بچه ات و کوک 😁

علامت ها ات+کوک -تهیونگ ×بچه =

+سلام من ات هستم سه ساله که با عشقم کوک ازدواج کردیم حتی یه بچه هم داریم که دو سالش میشه یه داداش دارم اسمش تهیونگه

+تهیونگ اصلا راضی نبود که با کوک ازدواج کنم اما با تلاش های فراروان تونستم راضیش کنم که با کوک ازدواج کنم

حالا چرا تهیونگ از کوک خوشش نمیاد هردو با هم تو یه دبیرستان بودن جونگکوک هم که قلدر مدرسه برای همین همیشه تهیونگ رو اذیت میکرد

من به کوک گفتم که بره و بخاطر تمام این اتفاقات از تهیونگ معذرت خواهی کنه اما کو گوش شنوا

تهیونگ هم که بهش میگم بحث های گذشته رو فراموش کن اونم گوش نمیده

بدتر از همه ی اینا چیه نه تنها کوک و تهیونگ که حتی پسر دوسالمون هر سه تا باهم غیرتین

و سر این غیرتی بودنشون پدر منو در اوردن و منم به هیچ کدومشون هیچ اهمیتی ندادم اومدم خونه بهترین دوستم ماریا

+ماریا بنظرت من اومدم خونه تو الان نگرانم هستن یا نه هنوز دارن بحث میکنن بخاطر دیشب (با بقض فراوان )

علامت ماریا &

&نه عزیزم معلومه که نگرانتن شاید تو مهمونی دیشب تو هم زیاده روی کردی هومم قشنگم

+ماریا چی میگم من من زیاده روی نکردم فقط لباس باز پوشیدم

&دقیقا تو با اینکه میدونستی اونا غیرتین لباس بدن نما پوشیدی و همین موضوع باعث شد که کل مهمونی بهم بریزه

+خب چیکار کنم میخواستم ببینم چیکار میکنن

&باشه عزیزم بهش فک نکن برو تو اتاقم بخواب منم یکم کار دارم باید برم بیرون

+باشه(با گریه )

پارت 1
دیدگاه ها (۷)

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

ازدواج اجباری

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

Heir of Light and Darknesspart : 10قبل از اینکه کامل خارج شن...

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

دو سال گذشته بود.تهیونگ و ات حالا ازدواج کرده بودن و زندگی‌ش...

مربی موتور سوار

چند پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط