{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💫

💫
من پُرم ؛
از حرف هایی که نباید می زدم
اشتباهاتی که نباید می کردم
راز هایی که نباید می گفتم و
اشک هایی که نباید می ریختم !
من پرم ؛
از پرنده های مهاجری که قفس گیر شدند ،
پروانه هایی که در پیله ماندند
و کشتی های بی بادبانی که به گِل نشستند ...
در من کسی به قصدِ کشت ؛ مرا انکار می کند !


‍
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁸ویو جیهوپنور چراغ‌های ز...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

چند پارتی بازی ممنوع

🔻سران محترم سه قوه، لطفاً خودتان بخوانید!(بخش دوم)✍️حسین شری...

پشتِ دیوارِ سردتدو هفته گذشته بود.دو هفته‌ای که توی اون، من ...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط