{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خداــےآ … این ســــرنوشتــے ڪـــ ہ برام بافتـــے ،

خداــےآ … این ســــرنوشتــے ڪـــ ہ برام بافتـــے ،
قسمتِــــ یـــــقـ ه‌اشْ یـ ه خورده تنگـ ه !!!
قربــــــونْ دستتــــ ، شلــــشْ کـטּ
دارم خــــفـ ه مــےشم
دیدگاه ها (۵)

زخمی در پهلویـم است.. روزگار نمک ـ ـ می پاشــد.. و مـن به ...

نميدانم به مسافر دل بستم...يا مسافر شد انكه به او دل بستم......

پدران ما هرگز جمله عاشقانه ای به مادرانمان نگفتند شعری از نی...

بغضيا گريه نميكنند...اما از چشم هايشان معلوم است كه اشكي ب ب...

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

سلام سلاممن برگشتمشاید سوال باشه کجا بودممن مسدود شده بودم ب...

@nphotography

وقتی بدون اجازه اش میری بار

خنده ی ممنوعه.

خیره شده بود به تقویم دیواری اتاق، به همان خط‌خوانی‌های آبی ...

P12F2انیا به اون ادرس میره و وقتی بر میگرده سرما می خوره ویو...

سناریو باجی کیسوکه

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part² "توصیف در یک جمله:حقیقت و طوفانِ محبت"تهیون...

سناریو ریندو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط