P12
P12
F2
انیا به اون ادرس میره و وقتی بر میگرده سرما می خوره
ویو انیا
رفت و کار اونا یه سره کروم ولی الان سرما خوردم وایی نه،اره،اره،اره،اره خیلی خوب شد این جوری از درس جغرافیا ی فردا خلاص شدم اره عالیه اخ جون خدایا شکرت
(دارم میمیرم از خنده🤣🤣)
انیا در اتاق رو باز میکنه که می بینه دامیان داره
درس میخونه اونم چی جغرافیا
دامیان:سلام انیا چرا دیر اومدی؟
اچه=عطسه
اهه=سرفه
انیا:اچه..ببخشید گرم صحبت شدیم اچه
دامیان:سرما خوردی،بزار ببینم
انیا:اره یکم..اچه
میگم بگیریم بخوابیم فردا بهتر میشم
گرفتن خوابیدن ولی فردا انیا بهتر نشد
فردا
دامیان:انیا پاشو بریم مدرسه
انیا:اچه،اچه،اچه،اچه،🤧
دامیان:انیا حالت خوبه
انیا:اره خونم فقط یه عطسه ی ساده دیگه دامیان چیز خواستی نیست
دامیان:باش پس من میرم مدرسه به هلن میگم مراقبت باشه
و بعد رفت
هلن:بانو...
انیا:هلن میشه بیای بشینی باهات کار دارم
هلن رفت و پیش انیا نشست
هلن:چی شده بانو
انیا:میتونی برام یه سوپ درست کنی
هلن:البته
ویو تو مدرسه
اندر:دامیان انیا کجاس چرا نیومده
دامیان:سرما خورده نیومده
بکی:اره دیشب گرم صحبت بودیم که رفتیم نشستیم تو حیاط،شاید به خاطر این باش
(بکی و انیا هما هنگن)
لوسی:خوب تو چرا اومدی دامیان تو هم میموندی پی انیا شاید حالش بد شد
دامیان:خودمم همچین فکری میکنم ولی هلن پیشش هست
(بعد از ۲ساعت)
گوشی دامیان زنگ می خوره و هلن بود
هلن:اقا بانو حالش بد تر شده و هرچقدر میگیم بیایید بریم دکتر گوش نمیدن
***
F2
انیا به اون ادرس میره و وقتی بر میگرده سرما می خوره
ویو انیا
رفت و کار اونا یه سره کروم ولی الان سرما خوردم وایی نه،اره،اره،اره،اره خیلی خوب شد این جوری از درس جغرافیا ی فردا خلاص شدم اره عالیه اخ جون خدایا شکرت
(دارم میمیرم از خنده🤣🤣)
انیا در اتاق رو باز میکنه که می بینه دامیان داره
درس میخونه اونم چی جغرافیا
دامیان:سلام انیا چرا دیر اومدی؟
اچه=عطسه
اهه=سرفه
انیا:اچه..ببخشید گرم صحبت شدیم اچه
دامیان:سرما خوردی،بزار ببینم
انیا:اره یکم..اچه
میگم بگیریم بخوابیم فردا بهتر میشم
گرفتن خوابیدن ولی فردا انیا بهتر نشد
فردا
دامیان:انیا پاشو بریم مدرسه
انیا:اچه،اچه،اچه،اچه،🤧
دامیان:انیا حالت خوبه
انیا:اره خونم فقط یه عطسه ی ساده دیگه دامیان چیز خواستی نیست
دامیان:باش پس من میرم مدرسه به هلن میگم مراقبت باشه
و بعد رفت
هلن:بانو...
انیا:هلن میشه بیای بشینی باهات کار دارم
هلن رفت و پیش انیا نشست
هلن:چی شده بانو
انیا:میتونی برام یه سوپ درست کنی
هلن:البته
ویو تو مدرسه
اندر:دامیان انیا کجاس چرا نیومده
دامیان:سرما خورده نیومده
بکی:اره دیشب گرم صحبت بودیم که رفتیم نشستیم تو حیاط،شاید به خاطر این باش
(بکی و انیا هما هنگن)
لوسی:خوب تو چرا اومدی دامیان تو هم میموندی پی انیا شاید حالش بد شد
دامیان:خودمم همچین فکری میکنم ولی هلن پیشش هست
(بعد از ۲ساعت)
گوشی دامیان زنگ می خوره و هلن بود
هلن:اقا بانو حالش بد تر شده و هرچقدر میگیم بیایید بریم دکتر گوش نمیدن
***
- ۹۱۱
- ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط