خدایا

خدایا
پنجره ای برای تماشا و
حنجره ای برای صدا زدن ندارم
امیدم به توست ...
میدانم ، بی آنکه مرا قضاوت کنی
و دفترهای دیروزم را ورق بزنى
رحمتت را برمن جاری خواهی ساخت

شبخوش
دیدگاه ها (۰)

پروردگاراآرامشم را ميانِ پيچ‌وخم زندگی‌ایی که خودم رقم زده‌ا...

عاشقانه های شبنم

گربه‌ای در نیمکت کناری...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_62فصل بیست‌وهشت...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت چهارمساعت از دو بعدازظهر گذشته بو...

پارت ۲۵حسنا نگاهی به دستِ دراز شده‌ی سامان انداخت. انگار یک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط