🍃خوشبختی گاهی

🍃خوشبختی گاهی
آنقدر دم دستمان است
که حسش نمیکنیم
چایی که مادر
برایمان میریخت و
میخوردیم خوشبختی بود
دستهای پدر را گرفتن خوشبختی بود
اما ندیدیم و آرام از کنارشان گذشتیم....
دیدگاه ها (۷)

گاهے وقت‌ها בلت می‌خواهـב از בنیاے𖣔 بزرگسالے ؋ـرار کنے פּ بـ...

گاهی «حوصله ندارم» فقط یعنی «نمی‌خوام انجامش بدم»؛گاهی هم پش...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۶: گفت‌وگوی پادشاه با خانواده‌ی سوآپادشاه...

Eight

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 56نعره میکشید و بهش ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش اول_اگر روزی تورا ببوسم و وارد جهنم شوممی‌توانم...

پارت سوم: وارثان تاریکیـ «چی شده؟»تهیونگ اسلحه‌اش را بالا آو...

𝖕𝖆𝖗𝖙7دود، مثل ماری خاکستری، در راهروها می‌خزید. مارال با پدر...

🌿 معرفی OC/اوسی جدیدم 😊✨اهم، ایشون یه اوسی جدید برا هیتایو س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط