گاهی به نبودن خودم فکر میکنم....

گاهی به نبودن خودم فکر میکنم....
فکر میکنم که مثلا اگر در فلان عکس دسته جمعی حضور نداشتم ان عکس چگونه بود...
یا اگر در یک زمان خاص سر کلاس استا ح.ح جانم نبودم چه می شد...
یا اصلااگر پدرو مادرم فرزندی که من باشم را نداشتند چه می شد...
یاچرا راه دور برویم...اگر همین جا و همین ساعت که این متن نوشته می شود من نبودم چه میشد...؟ به صراحـــت میتوان گفت"هیـــــچ"....
جهان بدون من هیچ چیزش نمی شود...
حتی به گمانم عکس های دسته جمعی بدون حضور من جالب تر هم میشد...یا پدر و مادرم بدون من میتوانستند ادم های خوشبخت تری باشند....
ولــی شاید هم...کســی باشد در این کــره ی خاکی که بود و نبـود من برایش کمی فرق داشته باشد....
مثلا من همــان ادمی باشم که قرار است او را یک طور دیگری دوست داشته باشد...
همـان ادمی باشم برایش که میتواند سال ها روی همــراهی اش حساب باز کند...
همــان ادمی باشم برایش که با بقیه برایش فرق می کند...
یا همانه همـــانی باشم که او میخــواهد...
کســی چه میــداند...
شــاید من هم برای کسی یک طور دیگری باشم که بقیه نیستــند...و جای من برای ان یک نفر یک جاهایی خالی باشــد....
.
#فاطمه_صابری_نیا

از پیج اینستاگرام: captoingram
دیدگاه ها (۱)

دلم می‌خواست برگردم به همان عصر تابستانی که داشتم توی حیاط و...

پروانه جان

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۲۰ | «عکس دسته‌جمعی» 📸😂 شب...

پرنسس ناخواسته

عاشقانه های شبنم

فاصله یک لبخند تا جنون

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 18چند روز از اون ماجرا گذشت و رینا هنوز توی خ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_57فصل بیست‌وپنج...

My Arirang Part ۲۴جیمین فقط توانست بعد دیدن صحنه روبروش آب د...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۶----------------------------------------⭐🌕...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط