🕸ℐ𝓉 𝓌𝒶𝓈 𝓂𝒴 ℘ℓℯ𝒶𝓈𝓊𝓇ℯ 𝓊𝓃𝓉𝒾ℓ 𝓃ℴ𝓌❤️‍🩹

🕸ℐ𝓉 𝓌𝒶𝓈 𝓂𝒴 ℘ℓℯ𝒶𝓈𝓊𝓇ℯ 𝓊𝓃𝓉𝒾ℓ 𝓃ℴ𝓌❤️‍🩹


ترجمه : دل خوشیه من بود تا اینکه...🎭


🅿6:


(فلش بک به زمان حال )

ویو ا/ت
یعنی چرا بعد از این همه مدت اومده
خودم میدونم قضیه اون دختره چی بود...بعد ۱ سال اون اتفاق فهمیدم ته میخواسته اون دختر رو که جاسوس ش از طرف یکی از دشمن هاش بوده رو اول ازش حرف بکشه بعد بکشتش و بعد هم همین کار رو کردم...‌من فقط از ناراحتم که چرا همون موقع بهم نگفت...دنبالم نیومد...معذرت خواهی نکرد...

رفتم عمارت خودم و یه ح*موم ۱۵ مینی کردم و رفتم سمت کمد و یه لباس برای شب انتخاب کردم که باز هم نباشه (اسلاید ۲ ) بعد رفتم موهام رو خشک و از پشت یه بست کوچک زدم (اسلاید ۳) بعد یه آرایش ساده (اسلاید ۴) یکم خرده کاری و در آخر عطر.... رفتم یه چرخ تو عمارت زدم و مطمئن شدم برای شب آماده باشه ...ساعت ۸ و نیمه و حالا کم کم مهمون ها میان....

ویو کوک
بعد از اینکه کارام رو تموم کردم رفتم عمارت و بعد از یه توش ۱۰ مینی اومدم و از کمد یه کت و شلوار خوب انتخاب کردم( اسلاید ۵ ) و موهام خشک و حالت و درست کردم و رفتم سمت عمارت صاحب مهمونی( بیچاره نمیدونه صاحب مهمونی ا/ته 😐)

ویو تهیونگ
رفتم آماده شدم برای مهمونیه امشب ا/ت ( لباس ته اسلاید۶ )...میخوام امشب دوباره برش گردونم پیش خودم.....من هم مافیام هم چند تا شرکت دارم البته بیشتر بخاطر کارم و نزدیک شدن ا/ت....خب داشتم می‌رسیدم به عمارت....



ادامه دارد....
لطفا حمایت کنید تا منم زود زود بزارم 😙
دیدگاه ها (۱)

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

همسر غیره منتظره

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

تهیونگ پرسید: بچه مگه شما کرم دارینکوک و ا/ت: هاالیسا: ببین ...

سرنوشت پارت (۱۲)

فیک کوک فصل ²پارت ⁶ویو لناقرار بود امشب من کوک رو بعد از مدت...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:9ویو «سلین»&دخترم میخواستم یه چیز...

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط