{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

""بنام #پدر """

""بنام #پدر """
آب را گل نکنیم ؛
پدرم در خاک است …
وقتی دیروز باران بارید“آن مرد در باران آمد”
را به یاد آوردم“
آن مرد با نان آمد”
یادم آمد که دیگر پدرم در باران با نانی در دست و لبخند بر لب نخواهد آمد،
دیروز دلم تنگ شد و با آسمان و دلتنگی اش با زمین و تنهائیش با خورشید و نبودنش به یاد پدر سخت گریستم ...
پدرم وقتی رفت سقف این خانه ترک بر میداشت،
پدرم وقتی رفت دل من سخت شکست،
زندگی چرخش یک خاطره است،
پدرم وقتی رفت آسمان غم زده بودو زمین منتظر …..

زندگی چرخش ایام و گذار من و توست و کسی گفت به من:
آب را گل نکنیدپدرم در خاک است.
زندگی می گذردکاش یک فاتحه مهمان شقایق باشیم

بیاد همه ی پدرای آسمونی دنیا
دیدگاه ها (۶)

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

سایه ای در راهرو های نقره ای

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ودوم: ماه و زخم‌ها---او رفت. در را کو...

داستان کودکانه «جادوی لبخند در قصر سایه‌های خاکستری» به نویس...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت پــنجم 𓆪 🖤🥀صدای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط