در جیب هایت یک مشت امید بریز

در جیب هایت یک مشت امید بریز
از چوب لباسی چند رویا بردار
روی گلدان زندگی ات آبی بپاش
و کفش همت بپوش ...
باقی درست خواهد شد ...
خدا هست...
خورشید هست ...
امید هست ...
دیدگاه ها (۶)

عروسک مافیا پارت ۳

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

مهمونی خطرناکپارت=22به سمت سالن غذا خوری رفتیم و پشت میز نشس...

سناریو باجی کیسوکه

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

استاد من ۲

پارت۷(درعمق نگاه تو)سوار تاکسی شد، نزدیک دوازده شب بود. بعد ...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

🌱🤍✨ حــرف‌هــایــی کــه لــازمــه حــتــمــاً بــشــنــوی… ✨...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط