شب که میشود ،

شب که میشود ،
دلم همانند آسمان تاریک می‌شود
و دلتنگی هایم نمایان می‌شوند !!!
برای خواب دیدنت ،
به کدام پهلو باید خوابید ؟
کدام ذکر را باید خواند ؟
چگونه باید بود
که از میانِ تمامِ نخواستنی‌ها
یک تــوِ به خواب ِ من بیایی !!!
دلتنگی ِ یک شب‌هایی را
هیچ خیابانی گَـردن نمی‌گیرد ...
تاریکیِ یک شب‌هایی را
هیچ مهتابی روشن نمی‌کند ...
گرد و غبار ِ یک شب‌هایی را
هیچ بارانی شستشو نمی‌دهد
و تمام ِ این شب‌ها را
نبودن ِ تــو رقم میزند …
کشنده تر از گلوله ، نبودن ِ تـوست !
وقتی روزهای سال تمام می‌شوند
وَ هنوز ندارمت !
و مــن ، چه غریبانه
میان ِ اینهمه تنهایی
جــا مانده ام !!!
دیدگاه ها (۰)

دلتنگی یک شب هایی را هیچ خیابانی گردن نمی گیرد ..تاریکی یک ش...

همه دغدغه‌ها و ترسهای یه رابطه رو الن دوباتن مثل یه معجزه در...

یه داستان جدید اوردم با وایب فانتزی!

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

خاطراتِ معلق در نور

لطفا برگرد عزیزم بدون تو اینجا هیچ معنایی ندارد.برگرد... نه ...

برده عمارت جئون

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۲

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط