پارت 5⚡

صبح
رنگکوکو: بیدار شو ات
ات: بزار بخوابم
رنگکوکو: ظهره میخوای بخوابی
ات: بیدار شدم
رنگکوکو: خوب شد بیدار شدی
ات:(دستامو گذاشتم رو چشمام) چرا پیراهن تنت نیست
رنگکوکو: هوا گرم بود بخاطر همین چرا حالا خجالت میکشی چشماتو باز کن
ات: هر وقت لباس پوشیدی باز میکنم
رنگکوکو: چشماتو باز کن
ات: باش (دستمو گذاشت رو بدنش و منو بوسید)
رنگکوکو: من لباسمو می پوشم و میرم بیرون
ات: باش (بعد از رفتن رنگکوکو لباسمو پوشیدم و رفتم بیرون)
رنگکوکو: اومدی من دارم میرم به ماموریت زود برمیگردم
ات: منم میام
رنگکوکو: نمیشه خودم میرم
ات: لطفا دلت میاد به من نه بگی
رنگکوکو: باشه ولی باید مراقب خودت باشی
ات: باشه
(توی راه بودیم که سه تا شیطان رده 2 و 3 و 5 دیدیم)
ات: دریاچه یخ زده فرم چهارم (تونستم سر شیطان رده 5 رو ببرم)
رنگکوکو:......... فرم هفتم (سر شیطان رده3 رو بریدم)
شیطان: شماها خیلی ضعیف و خوشمزه هستی(وقتی میخواست حرفش رو کامل بزنه ات سرش رو برید)
ات: زیادی حرف میزنی
رنگکوکو:کارت محشر بود فقط همین شیطان ها بودن
ات: باشه
دیدگاه ها (۱)

پارت ۹ ببخشید دیر شد

پارت 46 رمان عشق مدرسه ای ات: اله هیونجین: باشه پس من برم گر...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

🌷 ۵ عادت صبحگاهی برای شروع یک روز بهتر 🎀قرار نیست صبح‌هات سخ...

وقتی استادت بودP:1ویو ا.ت:صبح بیدار شدم دیدم بوی قهوه میاد س...

پارت 9رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ویو نویسنده:صبح شده بود و هیون زودت...

سناریو قفل آبی

My Boy❄

ادامه سناریو اگه براشون روز مرد کادو بخریم : ران : ات : رااا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط