سالها بعدِ رفتنت

سالها بعدِ رفتنت
هر بار که از پنجره به کوچــه نگاه می کنم
برایم دســـت تکان می دهی
با چمدانی که همه چیز را برد ....
.
حتی همین کوچــه را
همین پنجـــره را
چشــم هایم را
ادامه‌ی این شعــر را ....
دیدگاه ها (۱)

سال ها بعد رفتنت...هربار که از پنجره ب کوچه نگاه میکنم.برایم...

طبیعت

○ یادم هست آخرین باری که کربلا مشرف شدم گفتم :"آقا جان ما را...

....پارت بیستم....

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

پدرم نیست ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

Hiاومدم با یه تکپارتیبا کمی کمک از هوش مصنوعی امیدوارم خوشتو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

سایه‌های کلاغ پارت چهل‌ودوم | آخرین کلاغیک سال بعد...دیگر خب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط