my ex

my ex
p.23
بعداز اون ماجرا، جونگ‌کوک شروع کرد به یه سری کارای عجیب.
از طریق فن‌پیج‌ها و اکانت‌های ناشناس، شایعه‌هایی پخش می‌کرد.
اینکه ا.ت داره از شهرتش سوءاستفاده می‌کنه، که سعی داره باهاش رابطه بسازه تا معروف بشه.
مردم شروع کردن به قضاوت.
یه سری طرف ا.ت بودن، یه سری دیگه فکر می‌کردن جونگ‌کوک راست میگه.
تو همین گیر و دار، نامجون که داشت اخبار رو دنبال می‌کرد، فهمید اوضاع داره از کنترل خارج میشه.
با ا.ت تماس گرفت.

«سلام ا.ت. نامجون هستم. شنیدم یه مقدار اذیت شدی.»

ا.ت که از دیدن اسمش رو گوشیش تعجب کرده بود، جواب داد:

+سلام. آره، یه کم.

«جونگ‌کوک یه مقدار… غیرعادی شده. ما نگرانشیم. این شایعه‌ها هم که پخش شده… ما نمی‌خوایم این اتفاق بیفته.»

+منم نمی‌خوام. ولی من کاری نکردم که بخوام جواب پس بدم.

«می‌دونم. ولی جونگ‌کوک داره کار رو سخت می‌کنه. اگه خواستی، ما می‌تونیم یه کم کمک کنیم. حداقل جلوی این شایعه‌ها رو بگیریم.»

ا.ت یه لحظه مکث کرد.
حمایت اعضای دیگه، می‌تونست خیلی کمک‌کننده باشه.

+ممنون. اگه کمکی از دستتون برمیاد، خوشحال میشم.

《باشه. با بقیه صحبت می‌کنم. خبرت می‌کنم.》

تماس که تموم شد، ا.ت حس کرد یه کم سبک‌تر شده.
حداقل تنها نبود..........
ادامه دارد.........
دیدگاه ها (۴)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

تکپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط