{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۰ bad love

پارت ۱۰ bad love

اومد و روم خیمه زد داشتم از ترس سکته میکردم
#اوففف خیلی وقت بود مهتاج این بدن بودم (خمار)
که جیمین سرشو برد تو گردن ا.ت و عمیق بو کرد سرشو از گردنش کشید بیرون و محکم لباشو کوبوند رو لبای ا.ت و وحشی نیخورد ا.ت هم ناچار همراهی کرد جیمین بعد از چند دقیقه از لبای ا.ت دل کند و لباس ا.ت و خودشو در اورد وشروع کرد به کیس مارک کردن گردن ا.ت و ا.ت هم هی ناله های ریز میکرد روی ترقوه های ا.ت بوسه های داغ و خیس میذاشت که رفت سراغ سینه های ا.ت و دو تاشونو باهم میخورد و از ناف ا.ت تا خط سینشو لیس زد ا.ت هم ناله درازی کشید
#خوبه بیب برام ناله کن
ا.ت کاملاً تحریک شده بود جیمین رفت سراغ پو.صی ا.ت و دستش ماساژ میداد
#عمممم ببین کی اینجا خودشو برا ددی خیس کرده
بعد از ماساژ دادن پو.صی ا.ت زبون داغشو روش کشید و هی پشت سر هم تند تند لیس میزد
ا.ت هم هی ناله میکرد جیمین از پوسی ا.ت سیر شد و اومد بالا و دم گوش ا.ت
#نمیخوای ددی رو مزه کنی؟هوم
+اهومم
#اوکی بیب
جیمین روی تخت نشست وا.ت هم رفت سمت د.یک جیمین پشت سر هم صاک می‌زد
#اههه بیب خیلی خوبه آهههه
جیمین پشت سر هم ناله میکرد که ا.ت رو
دیدگاه ها (۳)

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

ساعت سه شب بود که فلیکس بخاطر گرمای زیاد بدنش از خواب بیدار ...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

P21۲روز از روزی که آچا و سوسی باهم دیدار کرده بودن می‌گذشت،د...

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 4 | چیزی که نمی‌توانست پنهانش کندصبح دوشنبه، دانش...

تکپارتی | جونگکوک

سناریو ساکورا تک پارتی

رمان : «اسمات پارسا »شد. دو پارت 🙂part:2سرشو بین پاهام برد و...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط