پارت ۶

پارت ۶

پارت ۶
(اسمات)
کم کم شوگا نزدیک تر میشه و روی جیمین خیمه میزنه جیمین هم مدام تقلا میکرد ولی شوگا محکم گرفته بودش.
شوگا: انقدر وول نخور بزار کارم و بکنم عههه
جیمین: نکنن نه نوموخوام...
شوگا: ولی من می‌خوام
تا جیمین اومد حرف بزنه شوگا لباشو کوبوند رو لبای جیمین و وحشیانه مک میزد
که جیمین احساس میکرد لباش بی حس و کبود شده بعد لباس های خودشو جیمین در آورد و رفت سراغ گردنش و مارک های دردناک میزاشت که صدای جیمین در اومد.
جیمین: آییی نکن میمون درد داره.... آیییی تو مگه سگی گاز میگیری
شوگا بی اهمیت به حرفای جیمین کارشو میکرد گردن و ترقوه های جیمین و مارک کرد و انگشت هاشو گذاشت رو نیپل هاش فشار میداد می خواست نیپل هاشو بخوره که...
شوگا:آییییییی
جیمین: تو چرا به عم عم های من دست میزنی ها منم درد ام میاد
شوگا:من فشار دادم تو پیشکون گرفتی بیشتر درد داره
جیمین: خب که چی عاووو آیییی ویییی
شوگا نذاشت جیمین حرف شو بزنه و شروع کرد به خوردن و مک زدن نیپل های جیمین
هیی پایین تر می‌رفت و بدنشو لیس میزد
که به عض.و جیمین رسید شروع کرد به خوردن تا جیمین تحریک بشه
جیمین:عاحح بس...کنن آییی عوح
شوگا: خودشه ناله کن بیبی بوی
بعد شوگا با پوزخند دراز کشید و جیمین که الان حسابی تحریک شده بود گفت
جیمین: چیشد تو مگه نمی خواستی منو بکنی زود باش دیگه الان بهت اجازه میدم
شوگا: من اصلا به اجازه تو لازم ندارم خودت باید ادامه بدی بعد پوزخند زد و تو چشمای جیمین نگاه میکرد
جیمین که متوجه منظورش شده بود به ناچار بلند شد و نشست روی دی.ک شوگا تا سواری بگیره خودشو روی شوگا جاساز کرد و بدنشو به حرکت در آورد که صدای هر دوتاشون از سر لذت در اومد
جیمین:عاحح خیلی خوبی عاحح
شوگا:عاح خیلی تنگی...خیلی عوح
شوگا دیگه طاقت نیاورد جیمین و از روی خودش برداشت و پرت کرد رو تخت بی خبر واردش کرد و شروع کرد به تلمپه زدن.
جیمین:آییییییی درد داره درش بیار
شوگا: صبر داشته باش عاح
جیمین: چی چیو صبر داشته باش آییییی بکش عوف بیرونننن عاح....یاااا با تو عممم
شوگا:نه
و همینطور ادامه میداد که تا پنج راند رفتن و با بدن های برهنه و خیس افتادن کنار همدیگه از شدت درد و خستگی همونجا خوابشون برد.
فردا صبح که........ادامه دارد
دیدگاه ها (۷)

پارت : ۱۵ جیمین هنوز به اون پیام لعنتی نگاه می‌کرد و نگران ب...

سناریو

دوپارتی اسمات*part²این پارت اسماته جنبه نداری اصلا نخون!ویو ...

{محکوم به لمس } part ۲۱ 杂交种 اصلا باهم رابطه نداشتند قطعا آب...

ساعت سه شب بود که فلیکس بخاطر گرمای زیاد بدنش از خواب بیدار ...

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ¹⁰ویو تهیونگ همین جور توی بغل بو...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1 وقتی یکی تورو کتک زده و جیمین باخبر میشه...«ویو ا...

سناریو توکیو ریونجرز

پارت پنجمبعد از مدرسه جونگکوک: خدافظ جیمین مراقب خودت باش جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط