{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(وقتی داره ادا در میاره که قهره)

(وقتی داره ادا در میاره که قهره)
یک روز کاملا عادی بود که جونگکوک از روی تخت بلند شد......

خودشو توی آینه نگاه کرد و خودش را ترو تمیز کرد به سمت آشپز خونه رفت که ناگهان ا/ت رو دید

جونگکوک:صبح بخیر قشنگم.با لبخند!

ا/ت کاملا سکوت کرده بود و سرش را روبه اونور کرد...
جونگکوک که از ماجرا بی خبر بود لبخندش محو شد..
جونگکوک:چی شده؟اتفاقی افتاده؟
ا/ت:هیچی......

جونگکوک زد زیر خنده.

چشم های ا/ت گرد شد.

ا/ت:چرا میخندی؟

جونگکوک:قهر کردی؟
ا/ت شانه بالا انداخت..

ا/ت:شاید...

جونگکوک هم دیگه نخندید و گفت:
خوب باشه.... مظلومانه

ا/ت هم از نیمه چشم نگاهش میکرد و یواشکی بدون اینکه جونگکوک ببینه می خندید....

(بیچاره جونگکوک بچم خیلی زود باورهه😭)

چند روز گذشت و همون اتفاقات میوفتاد......

یک شب قبل از خواب جونگکوک دوباره به ا/ت گفت:
هنوز ناراحتی؟

ا/ت:آره
جونگکوک مظلومانه:

آهی کشید و گفت باشه......

این هم از پارت اولش فقط ببخشید که کم بود پارت بعدی بیشتر میزارم چون چند پارتیه✨✨🫂🙏
سابم داری؟
⁦(⁠づ⁠ ̄⁠ ⁠³⁠ ̄⁠)⁠づ⁩⁦⁦(⁠☉⁠。⁠☉⁠)⁠!⁩⁦ᕙ⁠༼⁠◕⁠ ⁠ᴥ⁠ ⁠◕⁠༽⁠ᕗ⁩⁦ᕙ⁠༼⁠◕⁠ ⁠ᴥ⁠ ⁠◕⁠༽⁠ᕗ⁩
دیدگاه ها (۰)

پارت 5

فیک جونگکوک

خسته بودن دلیلی شد که باهات تند رفتار کنم اما همون رفتـار......

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟑 | وقتی یک نفر طرف تو می‌ایستدچند هفته گذشت.دوستی آنها...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تکپارتی از جونگکوکا/ت با آستین پایین‌کشیده وارد خانه شد. فکر...

پارت ۱۵ — «نقشه‌ی شبانه»ساعت نزدیک یازده شب بود. تهیونگ روی ...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟻| چرا ناراحتی؟صبح روز بعد، حیاط دانشگاه شلوغ‌تر ...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 2 | اولین روز دانشگاهصبح سئول با صدای زنگ گوشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط