من خواستم که یار تو باشم ، خدا نخواست

من خواستم که یار تو باشم ، خدا نخواست

هر لحظه در کنار تو باشم ، خدا نخواست

می خواستم بهانه ی آرامشت شوم

هر روز بی قرار تو باشم ، خدا نخواست

خورشید دستهای مرا خوب حس کنی

یک عمر نو بهار تو باشم ، خدا نخواست

حتی مرا اگر که نخواهی کنار خود

آواره ی دیار تو باشم ، خدا نخواست

هر شب برای بوسه زدن بر مسیر تو 

شبگرد کوچه سار تو باشم ، خدا نخواست

گفتم کنار جاده بمانم که بعد تو 

تندیس انتظار تو باشم ، خدا نخواست.
دیدگاه ها (۲)

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

Three

موزیک ویدیو(Wrong Side Out) والا این جمله یه تهدید خیلی خیلی...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 54پاهاش رو بهم نزدیک...

مافیای من

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

نمیبخشمت p.23

می‌خواستم عزیز تو باشم، خدا نخواست همراه و هم‌گریز تو باشم، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط