می‌خواستم عزیز تو باشم، خدا نخواست

می‌خواستم عزیز تو باشم، خدا نخواست

همراه و هم‌گریز تو باشم، خـدا نخواست

می‌خواستم که ماهیِ غمگینِ برکــــه‌ای

در دست‌های لیزِ تو باشم، خدا نخواست

گفتم در این زمانه‌ی کج فهــــمِ کند ذهن

مجنون چشم تیز تو باشم، خدا نخواست

می‌خواستم که مجلس ختمی برای این

پاییز برگریز تو باشم، خـــــــــدا نخواست

آه ای پری هرچه غـزل گریه! خواستم

بیت ترانه‌ای ز تو باشم، خدا نخواست

مظلوم و ساکتم! به خدا دوست داشتم

یار ستم ستیز تو باشم، خــدا نخواست

نفرین به من کــــه پوچیِ دستم بزرگ بود

می‌خواستم عزیز تو باشم، خدا نخواست
دیدگاه ها (۲)

محبوب من:🌸❤آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده ای که چرا از ...

دعای انجام گناه

طنز در ایام مدرسع🤡💅 نسخه ی جوجوتسووووو😁😁#انیمه#انیمه_طنز#اتک...

My Arirang Part 12

#تجربه_من ۱۳۷۰#ازدواج_در_وقت_نیاز #فرزندآوری_بهنگام#تحصیل #د...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

وقتی که دشمن اعصابت شوهرت میشه

رمان اسیر خان پارت پانزدهم ۱۵

میخواستم عزیز تو باشم خدا نخواستهمراه و همگریز تو باشم خدا ن...

هجوم خاطرات تو به عمق لحظه های منمیان گریه گفتن خدا خدا خدای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط