{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدرخوانده:)

پدرخوانده:)
پارت ²²
خببب بلوبریااممم چون پارممم کردین و واینقدرر گفتین که فیک رو بزار الان میخوام بزارم و اینکه چرا نزاشتم رو هم توی استوری گفتم:/
"برای ناهار چون قرار بود بریم بیرون و غذا بخوریم گفتم چون الان ورزش کردم و ساعت هم یکه وقت زیادی ندارم پس سریع یه دوش ²⁰ مینی گرفتم و اومدم بیرون"
" اول از همه شرو کردم به خشک کردن موهام"
صدای سشوار اولین چیزیه که ازش بدم میاد! واقعا رومخه..
^ ۱۰ مین ^
" چون حجم موهام زیاده خشک شدنش طول میکشه ، ساعت یک و نیمهه کِی وقت دارم اماده شمم؟! "
برای اینکه سریع کارام رو تموم کنم ، کارگو و هودی پوشیدم... --
یه آرایش کوشوولو کردم که عبارتی ازز:
اول از همه پس‌زمینه کارم یعنی مرطوب کننده رو زدم و بعد با سرعت نور کرم پودر رو روی صورتم میمالوندم...
کانسیلر ....‌ زیر چشمم رو باهاس پوشوندم و پخشش کردم "
برای چشمام از سایه و ریمل استفاده کردم ... چونکه ارایشم زیاد غلیظ نیست ، از خط چشم استفاده نمیکنم ! ..
برای سایه یه رنگ گلبهی انتخاب کردم و به پشت پلکم زدم "
با ریمل کارو ساختم و رژگونه رو به گونه‌هام زدم تا یکمی گل‌و‌بلبل‌ تر شم و از این حالت دربیام..
"با یه تینت کارم رو تموم کردم"
بعد از اتمام آرایشم عطر زدم و کیفم رو با وسایل مورد نیاز پر کردم ..
رفتم پذیرایی و روی مبل نشستم تقریبا ساعت ۲ بود..
بابا رو دیدم که از در پذیرایی در حال اومدن به سمت من بود!!
+ باباا !
_ سلام پرنسس ، خوبی‌؟
+ اووهوم
_ اجوما بهت گفته نه‌؟ واسه‌ی همین آماده‌ای؟
+ اره..میخوایم کجا بریم؟.. میتونستیم توی خونه غذا بخوریماا
_ گفتم حال و هوامون عوض شه..!! همین"
+ آها باشه '






خوب بود بلوبریام؟
دیدگاه ها (۲۰)

My nurse

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط