مدرسه ی من

مدرسه ی من



ویو یونگی
یونگی:الان پلیسا هم میان ماجرا رو از اول تا آخر براشون توضیح بده
اینکه چطوری تورو بردن اونجا و چرا اینکارو کردن...
داشتم حرف میزدم که یهو در زدن افسر بود
اومدن تو منم میخواستم بفهمم پس پست در وایساده بودم و گوشمو به در چسبونده بودم
.
.
.
.
.
چند مین بعد
همه چیز رو گفت یعنی بخاطر من اینجوری بهش اومد داشتم همینطوری خودمو سرزنش میکردم


ویو لیا
میخواستم مطمئن بشم ببینم که ات حسی به یونگی داره یا نه پس بعد از پلیسا به سمت اتاق ات رفتم

لیا:سلام علیکم خر من
ات:سلام گاو میش(😂)
لیا:به به ادبو دارید
ات:از اونیم یاد گرفتم
لیا:بیخیال ببین اومدم یه چیزی ازت بپرسم....تو یونگی رو دوست داری یعنی حسی بهش داری....بر خلاف انتظارم ات تعجب نکرد و گفت
ات:چرا دوست داری بدونی
....اگرم دوست داشته باشم نمیتونم بهش بگم که
لیا:چرا نمیتونی...اگه اونم دوست داشته باشه چی بهش میگی
ات:چیمیگی من که هنوز نگفتم دوسش دارم یا نه
لیا:باشه ....حالا دوسش داری یانه..ولی من فکر کنم یه حسابی بهش داری اخه کسایی که عاشق هم میشن اولش همو اذیت میکنن بعضیا هم در ماه اول عاشق میشن این دو حالت وجو داره حالا تو و یونگی هی همو اذیت میکنی و یونگی بهم گفت که....جلوی دهن خودمو گرفتم
ات:یونگی چی گفت
لیا :هیچی بگ‌ دوسش داری یا نه
ات......



بچه ها نمیدونم چرا دوست دارم ات رو بکشم
بنظرتون اخرش غمگین باشه یا شاد؟
ایگ نکنید
دیدگاه ها (۱۱)

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

چند پارتی یونگی

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

My dady پارت①سانا: ات اتتتتت جواب سوال ۵ چی میشههات:...... س...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

پارت ششسانا: اگر حرفم رو باور نکردی اشکال ندارهفقط بهم گوش ک...

سرنوشت پارت (۱۲)

The unwanted Roommate ___________________________ویو پارک یو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط