چه بد رفتی...

چه بد رفتی...
چه دردناک...
لحظات آخر فقط...
آتشم زدی.
در برابر این فاجعه...
هیچ ندیدی...
جز سکوت...
فکر کردی خیانت کرده ام...
فکر کردی سرد شده ام...
اما من فقط شکستم...
و تو...هیچ ندیدی...
نه از عشقم...
و نه از شکستنم...
سکوتم را ساده ترجمه کردی...
ولی کاش...
سکوت هم زیرنویـــس میداشت...
یک مترجم...
یک مترجم ماهــــــر
**
و اما حالا من اینجا دارم جون میکنم
من تنها موندم...
سرت گرم بود...نفهمیدی
اینجا من فقط یادتم...
اما تو...بیخیال
راحت و آسوده
بدون درد...بدون ناراحتی
سرشار از آرامش
البته با سرگرمی های بعدی
چه ساده هستن دخترای صادقو راستگو مثل خودم
که تو میشی زندگیمون اما...
ما میشیم سرگرمیتون...
هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه........
دیدگاه ها (۵)

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۰پیرزن از جاش بلند ...

مافیای من — قسمت ۱۷مردی که نباید برگشته باشدراهرو برای چند ث...

پارت۱۳کاترین: تو ماشین حرف خاصی بینمون رد و بدل نشد.......یه...

رمان جونگ کوک{ زندگی دوباره } پارت ۳۵

رمان ارباب من پارت: ۴۷

𝒑𝒂𝒓𝒕71ته: یه چیز دیگه ام میخوام +ته عزیزم خواسته هات زیاد شد...

چرا امر به معروف و نهی از منکرمان تعطیل است؟! تا همین 6-7 سا...

خب چون با بیل و کلنگ و نمیدونم شمشیر اومدید بالا سرم امروزم ...

تک پارتی ایتوشی سائه:

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط