یادتونه؟؟؟؟؟

یادتونه؟؟؟؟؟
سر جلسه امتحان معلم که از کنارمون رد میشد دستمونو میذاشتیم رو جوابایی که نوشتیم.
تا معلمه نفهمه ما چققققدر خنگیم
دیدگاه ها (۲)

معلم زبان مدرسموننن خییلیی رو مخههه میگه مشقاتو بفرستت خب عا...

ابلیس

𐙚 پارت ³ | ویو نامراصدای زنگ مدرسه توی سالن غذاخوری پیچید و ...

《بر فراز ابرهای های سرنوشت》پارت ⁸《روز مدرسه》°ویو هیتومی°•داش...

عشق غیر منتظره پارت ۴۵

دفترچه زندگی

Part 7

#تکپارتیموضوع:(وقتی سه، چهار ماه از رابطه مون میگذره ولی ما ...

☆تردید☆ پنج ماه از زمانی که دازای اعتراف کرد میگذشت. این پنج...

شیسه ترسیده بود. شاید چهره سرد و بی خیالی به خودش می‌گرفت ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط