{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش یه روز آدما بفهمن اینکه میتونن انگشتشونو بزنن رو صفحه

کاش یه روز آدما بفهمن اینکه میتونن انگشتشونو بزنن رو صفحه و احضارمون کنن و حرف بزنن دلیل نمیشه ما حتما جوابشونو بدیم،
همه زندگی واقعیشون براشون مهمتره تا آدمایی که مجازاً توی گوشی و لپ تاپشون میبینن.
اینکه بیان صد بار پیام بدن و بعضاً شاکی بشن اصلا مهم نیست؛
آدما وقتی حالش رو نداشته باشن حتی جواب طرف مقابلی که حی و حاضر جلوشون وایساده رو هم نمیدن، این که هیچ، خیلیا زیر مشت و لگد هم حاضر به حرف زدن نشدن.
پس انقدر پی گیر نباشیم،
یادمون نره ما حق نداریم کسی که نمیخواد رو مجبور کنیم...
اگر بخواد و براش مهم باشه جواب میده،
بلعکس، درسته که خیلی تلخ و ناراحت کنندس اما وقتی پیام میدیم و طرفمون ساعت ها ، بلکه روزها پیاممون رو نمیخونه یقین بدونین براش درصدی اهمیت نداریم،
فقط طفلکی توی رودربایسی بلاک کردن مونده. پیگیریمون رو
برای کسی که قدر و ارزششو میفهمه و مزاحمش نیستیم خرج کنیم.
#دلارام_انگورانی
دیدگاه ها (۱)

فاصله یک لبخند تا جنون

سلاح سرد(پارت24)

درباره ی سه رون و سو هیون

داشتم فکر میکردم.. واقعا چرا میگن کاش یکي دوسمون داشت

برادر سختگیر و وحشی من...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART¹(نایون+)...

دلنوشته رمضانی یک دختر نوجوان باحجاب/ واسم عجیب بود که دخت...

خاطرات یک آرمی فصل ۵ پارت ۱۶از دید تهیونگزیرلب زمزمه میکنم: ...

وارث ابدی 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟏سال‌ها بود که امپراتور چوسان فقط یک نفر بود...

فیک بی پایانپارت16دخترک حتی دیگه حوصله نداشت به چیزی فکر کنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط