{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

I'm not jealous

I'm not jealous
part 2۸
چشمام تار شده بود
لیوان دیگه ای پوشیدم و دوباره به لیوان سومی کوبیدمش
یادم نمیاد لیوان چندم بود
ولی به طرز مسخره ای احساس سبکی میکردم
مزه اش ترش و گس‌ بود

+اوممممم..مامی ..این خیلی خوبههه..اههه

قهقهه ای از سر مستی کرد و لیوانشو بالا گرفت
این فکر کنم بطری شیشم بود
چند تا بطری برای وقت مبادا توی اتاق جاساز کرده بود
لیوانمو محکم به لیوانش کوبیدم که گفت

§بیب..عالیه..تو محشری..

در حالی که به لیوانش اشاره میکرد و در حالی که داشت بیهوش میشد گفت

§تندتر..تندتر ضربه بزن..

اینو گفت و روی تخت ولو شد
چشمای منم داشت بسته میشد
به زور چشمامو باز نگه داشتم
سرم..هر چقدر سعی میکردم نمی‌تونستم بالا نگه اش دارم
پامو روی زمین گذاشتم
احساس کردم همه جا تار شد
نه باید برم دستشویی
در رو به سختی باز کردم
بوی خیلی خوبی می اومد
بوی یه عطر مردونه ای تلخ می اومد
دقیقا بویی که دوست داشتم

خودمو توی یه جای گرم ولو کردم
دقیقا نمی‌دونم کجا بود
ولی حس خوبی میداد
خودمو بیشتر به سمتش کشیدم
و در حالی که داشتم از مستی بیهوش میشدم گفتم

+اومممم..بوی..خو..خوبی..خوبی میدیییی
دیدگاه ها (۲۷)

سلام بچه ها

سلامی مجدد

I'm not jealous part 27ایوان یا بهتره بگم تهیونگ در مورد همه...

I'm not jealous part 27این داداش من هم معلوم نیست چشهبا دست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط