{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۲

پارت ۲۲
دید یه مرد چاقویی گذاشته زیر گردن جیمین و جیمین نمیتونه هیچی بگه ات هم دوید و جیمین رو با کتک کاری از اون مرد گرفت و تا میتونست اون مرد رو کتک زد چند بار با مشت و چند بار هم با پا زد توی شکم مرد ولی در اون حد نبود که مرد نتونه از جاش تکون بخوره ات میتونست کاملا مرد رو بکشه ولی فقط میخواست مرد رو کتک بزنه که بتونه دهن باز کنه و ببینه چرا با جیمین این کار رو کرده ولی تا ات میخواست دوباره به مرد نزدیک شه مرد از پنجره اتاق فرار کرد ات خیلی نگران با دو تا دستاش صورت جیمین رو گرف تو گفت جیمین خوبی ؟ چیزیت نشد ؟ اون مرد کی بود ؟ جیمین گفت هیسسس همه خوابن نه به لطف خواهر کوچولوم چیزیم نشد و خوبم و نمیدونم اون مرد کی بود ولی به نظر میرسید میخواست من رو گروگان بگیره ات گفت باشه پس تمام شب رو پیشت میمونم تا مطمئن شم چیزی نمیشه درباره اتفاق امشب هم به اعضا نگو تا نگران نشن و راحت بخوابن
جیمین هم قبول کرد و با هم روی تخت دو نفره خوابیدن ۳ ساعت از اون اتفاق گذشته بود که دوباره صدایی از طرف پنجره شنیده شد .........ادامه دارد
دیدگاه ها (۶)

#دوپارتی🦋پارت¹ات روزه سختی رو توی مدرسه گذرونده بود...انقدر ...

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت سی‌ودوم 𓆪ات یک قدم عقب رفت.ـ «تو....

وقتی آیدل بودین و از هم جدا شده بودین...#درخواستیپارت آخرویو...

😏🖤 اینجا دیگه راز «وارث» جدی‌تر میشه و یه سورپرایز هم برای ا...

part:31کیسه بوکس ات اسلاید دومات با پا زده بود به کیسه بوکسش...

وقتی بهت خیانت میکنه (اسمات)pاخرویو جیمین خب امروز باید یکار...

رمان تهکوک

🕷️ ᴘᴀʀᴛ 2 | مرد عنکبوتی سیاهکه یهو....تَق!صدای برخورد چیزی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط