{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی دلم میخواهد بگذارم بروم بی هرچه آشنا

گاهی دلم میخواهد بگذارم بروم بی هرچه آشنا
گوشه ای دور گمنام،، حوالی جایی بی اسم
بی هیچ گذشته ای،، به یاد نياورم از کجا آمده کیستم،، اینجا چه میکنم
بعد بی هیچ امروزی،، به یاد نياورم فرقی هست
فاصله ای هست،، فردایی هست
گاهی واقعا خیال میکنم روی دست خدا مانده ام
خسته اش کرده ام
راهی نیست باید چمدانم را ببندم
راه بیفتم... بروم ومیروم
اما به درگاه نرسیده از خود میپرسم
کجا؟؟
کجا رادارم... کجا بروم؟؟
دیدگاه ها (۴)

گاهی دلم می خواهدبگذارم بروم بی هر چه آشنا،گوشه ی دوری گمنام...

گاهی دلم می خواهدبگذارم بروم بی هر چه آشنا،گوشه ی دوری گمنام...

گاهی دلم می خواهدبگذارم بروم بی هر چه آشنا،گوشه ی دوری گمنام...

گاهی دلم می خواهدبگذارم بروم بی هر چه آشنا،گوشه ی دوری گمنام...

گاهی دلم می خواهد بگذارم بروم بی هر چه آشنا، ...

گاهی دلم می خواهد بگذارم بروم بی هر چه آشنا،گوشه ی دوری گمنا...

گاهی دلم می خواهد بگریزم از اینجا!حتی از اسمم، از اشاره، از ...

گاهی دلم می خواهد بگریزم از اینجاحتی از اسمم، از اشاره، از ح...

گاهی آنقدر بدم می‌آیدکه حس میکنم باید رفتباید از این جماعت پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط