عاشق شدن part⁴⁷

ویو ا.ت
صبح ک پاشدم حس کردم نمیتونم تکون بخورم بعد دیدم ته محکم از پشت بغلم کرده
ا.ت:ته ته. نمیخوای پاشی؟*آروم
با خودم‌گفتم یکم اذیتش کنم
ا.ت:پاشو ببینم ت چرا منو بغل کردی ولم نمیکنی *داد

ویو تهیونگ
خوابیده بودم ک با ی صدای داد بیدار شدم ا.ت بود
ا.ت::پاشو ببینم ت چرا منو بغل کردی ولم نمیکنی *داد
یعنی چی. یعنی همه چیو یادش رفته. یعنی حرفامو یادش نی خیلی ترسیده بودم ک یهو

ویو ا.ت
معلوم بود خیلی ترسیده واسه همین سریع بغلش کردم
ا.ت:شوخی کردم *خنده
تهیونگ:اصلا شوخی بامزه ای نبود میدونی چقد ترسیدم*🫤
ا.ت:ببخشید خواستم زود تر بیدارشی
تهیونگ:باش ولی دیگ باهام از این شوخیا نکن. حتی شوخیشم قشنگ نیس
ا.ت:باش
تهیونگ:خب بریم صبحونه بخوریم ک هردو مون باید بریم سرکار
ا.ت:من امروز نمیرم
تهیونگ:چرا. ؟،
ا.ت:امروز کافی شاپ تعطیله و ب همه ی کارمندا مرخصی داده
تهیونگ:اها. باش. پش بریم صبحونه بخوریم.
ا.ت:بریم
بعد رفت دستشویی کارای لازم رو کرد و اومد تو آشپزخونه صبحونمونو خوردیم داشت میرفت آماده شه که ....
ا.ت:ته ته
تهیونگ:بله
ا.ت:بزار منم باهات بیام
تهیونگ:باهام بیای استودیو
ا.ت:اوهوم
تهیونگ:ن. بیای اونجا ک چی بشه.
ا.ت:تروخداااا*مظلوم
تهیونگ:باشه زود آماده شو

مگ آلزایمر دارین.؟!

اگ ندارین نیاز ب گفتن نیس.

❤️🔙🩶
💭💬
دیدگاه ها (۵)

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

فرشته مرگ منویو فردا صبح ویو الیناصدای زنگ اومد و از خواب پا...

وقتی استادت بودP:1ویو ا.ت:صبح بیدار شدم دیدم بوی قهوه میاد س...

پارت ۴ (سرنوشت)

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ¹ویو ا/تخدایا لطفا دیگه ت...

وقتی بین بچه هات فرق می‌داشت

مافیای من

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ²ویوی ا/تا/ت:خوب میشنوم جیم...

My Boy❄

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط