تاجگذاری ادامه پارت ۱۳

ا.ت: دیگه بس کن ، دیگه نمیخوام حتا یه کلمه از اون دهنت بیاد بیرون
دیگه تا خود جوناکی و تا خود عمارت لبه مرز همون جای کوفتی که ازدواج کردیم با من هیچ حرفی نزد ازش بعید نبود اما فکر نمی‌کردم واقعا اینجوری من و زد درسته شکنجم داد اما فکر‌ میکردم حداقل دست روم بلند نمیکنه هوووف مهم نیست
رفتیم توی اتاق و لباسمون و عضو کردیم و رفتیم که بخوابیم
ا.ت : چرا اتاقمون و عوض نمیکنن ؟
جیمین: هه فکر کردی اتاقتو عوض کنی میتونی هرشب باشی زیر یکی؟
ا.ت: جیمین دیگه خیلی داری زیاده روی می‌کنی چرا آنقدر چرت و پرت میگی من هیچ وقت نمیزاشتم هیچ پسری به من دست بزنه اولین باری هم که یه پسر من و بوسید خودت بودی حالا هم اون دهن گشادت و ببند زر زر الکی نکن
جیمین: هع زرشک پس چرا گزاشتی من ببوسمت هاااااا تو ی هرزه ای که گزاشتی یه پسر باهات اون کارو کنه
ا.ت: دست خودم نبود خوب حس خوبی داشت
اما . اما خودت چرا من و گرفتی و بوسیدی تو اول شروع کردی پس تو هم یه ل*اشی دختر بازیییییی(داد)
جیمین:میخواستم حرص تو رو در بیارم و بهت نشون بدم که اهمیتی برام نداری
ا.ت: اها بنظرت بوسیدن راه درستی برای این کار بود؟
جیمین:خوب چه می‌دونستم اون تویی
ا.ت:ولش کن بگیر بخواب خسته شدم از این حرفهای بیهوده و پوچ
جیمین : هی هرزه خیلی حال میده وقتی شبا زیر یکی جون میدی نه؟
ا.ت: خفه بمیر پسره اشغال خودم و توی تخت مردشور خونه میشورمت عوضیییییی
جیمین: برا اینکه دیدم بزنی؟
ا.ت: میکشمت منحرف بدبخت
از جام بلند شدم بهش حمله کردم تا میتونستم موهاشو کشیدم و با پا میزدم توی شکمش
جیمین: ای روانی ولم کنننن
ا.ت:میکشمت کثافت
جیمین: ریدم تو اون قیافت
ا.ت:خفه بمیرررررررررر
جیمین: آخ ا.ت غلط کردم ایییییییی غلط کردم
ا.ت:هاااا درد داره نه(خنده)
جیمین: ببین کوچولو من بگیرمت تضمین نمیکنم سالم بمونی(خنده)
ا.ت: میبینیم (خنده)
جیمین: می‌بینیم (خنده)
ای ولم کن دیگه موهام داغون شدن (خنده)
آخ ااااااا.ت احمق کجا رو زدی گاوووو ولم کن(عربده و بغض)
ا.ت:ببخشید چ.چی شد ج.جیمین خوبی(بغض)
جیمین:ا.ت حالم خوب نیست اییییییی
ا.ت:جیمین ج.جیمین غلط کردم پاشو
مرده گنده پاشو هی خرررررررر پاشو(گریه)
جیمین: ها چیه نگرانم شدی تو(خنده)
ا.ت: فکر‌ کردم مردیییی (گریه )
جیمین: دختره هرزه بس کن دیگه چرا گریه می‌کنی (جدی و سرد)
ا.ت:اصلا من هرزه ولی لطفاً آنقدر سرد نباش اگه میخوای من و بکش اما آنقدر باهام سرد نباشششششش(داد گریه شدید)
جیمین:اییی ا.ت چت شده ببخشید اشتباه کردم اصلا هرزه نیستی غلط کردم ا.ت آروم باش
ا.ت: چ.چرا هیشکی باورم نداره هاااا
چرا هیشکی دوسم نداره
چرا همه ترکم میکنن
چرا فکر میکنن من بدرد نخورم و ازم بدشون میاد
چرا همش من و تحقیر میکنن(گریه)
جیمین: غلط کردم کی اینا رو گفته
کی گفته کسی تو رو دوست نداره ها؟
ا.ت:همه به چشم تحقیر به من نگاه میکنن خودم می‌دونم من بی ارزشم خودم می‌دونم بی فایدم خودم می‌دونم یه اشغال بیشتر نیستم اما چرا مردم باز اینو به رخم میکشن چرا با اینکه دلم میخواد باهاشون دوست باشم از من بدشون میاد
جیمین:درکت میکنم ولی هیشکی از تو بدش نمیاد ا.ت آلکی خودتو اذیت نکن
ا.ت: ولم کن تو از همشون بیشتر از من بدت میاد اصلا چرا قبول کردی باهام ازدواج کنی چرا فقط برای لذت بهم نزدیک میشی چرا نمیزاری هر کاری دلم خواست بکنم اصلا من دلم میخواد بمیرم دلم میخواد بمیرممممممم(گریه شدید و داد)
دیگه نتونستم تحمل کنم و از خونه زدم بیرون این قصر هم مثل قصر اصلی یه دریاچه و یه جایی که داشت که کنار دریاچه بود منم رفتم همون جا
چرا اینا رو به جیمین گفتم
هوووف چرا آخه یه روز آنقدر مهربونه یه روز آنقدر سگ
اصلا فاز داره پسره
جیمین ویو__________________________________
از اتاق رفت بیرون رفتم دنبالش گشتم
خداااااا الان دو ساعته دنبالشم یعنی کجاست
هه آره احتمال این حرفا رو بهانه کرده بره دنبال ل*اشی گر....
باز دوباره اشتباه قضاوتش کردم چرا الکی درموردش فکر میکنم اون مثل بچه بود روی آلاچیق کنار دریاچه و داشت به آسمون نگاه میکرد
به ندیمه گفتم بره وسایل خواب و بیاره همین جا
خودم هم رفتم باهاش حرف بزنم
جیمین:هی کوچولو از دست من در میری ؟
ا.ت: این‌جا چیکار می‌کنی ؟(سرد)
جیمین:اومدم ببینم توی جوجه کجا رفتی
ا.ت: چرا باید یه هرزه برات مهم باشه؟(سرد)
جیمین: اون دهنتو گل بگیر وقتی من این لقب و روت گزاشتم تو هم حق نداری همینو به خودت بگی
ا.ت:منظورت چیه؟(سرد)
جیمین: ببخشید که زود قضاوتت کردم
تو زن پارک جیمینه پارک ا.ت پس نه هرزه ای نه اشغال تو ملکه سرزمین جوناکی هستی کسی هم حق توهین اذیت کردن تو رو نداره هیچ مردی هم حق نزدیک شدن به تو رو نداره
ا.ت:باشه خیلی تاثیر گزار بود (سرد)
دیدگاه ها (۳)

مافیای من

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

یونگی ویومامان ا/ت که رفت بیرون با صورت خیلی کیوت می خندید و...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

سناریو خط قرمز پارت اخر

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 6 | صفحه‌ای که باید نوشته می‌شدچند روز از جشن دان...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

سناریو هانما پارت اخر

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

سناریو سائه پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط