𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆

Part 30

چند روز از دستگیری ناپدری و نامادری رینا گذشته بود و هنوز هیچ تغییری توی وضعیتش ایجاد نشده بود

شوگا دیگه حتی به خونه هم نمی‌رفت و بیشتر وقتش رو توی بیمارستان می‌گذروند

اعضای بی تی اس هم کم کم از اتفاقاتی که برای رینا افتاده بود باخبر شده بودن

جیمین وقتی فهمید عکس ها جعلی بودن و رینا تمام این مدت برای محافظت از شوگا خودش رو ازش دور کرده بود چیزی نگفت

فقط سرش رو پایین انداخت و زیر لب گفت

ما حتی یه بارم نپرسیدیم چرا این کارو کرده

جین با ناراحتی جواب داد

چون همه تون از قبل تصمیم گرفته بودین که اون مقصره

هیچکس جوابی نداشت

اون روز شوگا کنار تخت رینا نشسته بود و عکس قدیمی دوتاشون رو توی گوشیش نگاه می‌کرد

عکسی که رینا توش از ته دل می‌خندید و شوگا از پشت سر بغلش کرده بود

شوگا انگشتش رو روی صورت رینا توی عکس کشید و گفت

یادته اون روز بهم گفتی هیچوقت تنهام نذارم

منم بهت قول دادم که همیشه کنارت می‌مونم

یه لبخند تلخ زد

ولی خودم اولین کسی بودم که تنهات گذاشتم

چشم هاش پر از اشک شد

وقتی بهم گفتی دیگه دوستم نداری باید می‌فهمیدم یه چیزی درست نیست

وقتی دیدم چقدر عوض شدی باید به جای قضاوت کردن ازت می‌پرسیدم چی شده

ولی من حتی نذاشتم حرف بزنی

سرش رو روی لبه تخت گذاشت و آروم ادامه داد

رینا من ازت نمی‌خوام منو ببخشی

فقط می‌خوام یه بار دیگه صداتو بشنوم

حتی اگه بعدش دیگه نخوای منو ببینی

جین که پشت در ایستاده بود حرف های شوگا رو شنید اما وارد اتاق نشد

چند دقیقه بعد دکتر اومد تا وضعیت رینا رو بررسی کنه

شوگا سریع بلند شد و پرسید

دکتر حالش بهتر شده

دکتر بعد از معاینه سکوت کرد

همین سکوت کافی بود تا شوگا بفهمه جواب خوبی در انتظارش نیست

بالاخره دکتر گفت

متأسفانه هنوز تغییری در سطح هوشیاری بیمار نداریم و وضعیت قلبش هم همچنان نگران کننده است

شوگا با صدای گرفته پرسید

یعنی ممکنه هیچوقت بیدار نشه

دکتر با احتیاط جواب داد

فعلا نمی‌تونیم درباره آینده با قطعیت صحبت کنیم اما باید برای شرایط سخت هم آماده باشید

بعد از رفتن دکتر شوگا چند لحظه همون جا ایستاد

برای اولین بار ترسید که شاید دیگه هیچ فرصتی برای جبران نداشته باشه

آروم به طرف رینا برگشت و دستش رو گرفت

رینا من هنوز اینجام

نمی‌دونم صدای منو می‌شنوی یا نه

ولی اگه حتی یه ذره از حرفام بهت می‌رسه بدون که دیگه هیچوقت حرف آدمای دیگه رو به تو ترجیح نمی‌دم

چند ثانیه سکوت کرد و بعد زمزمه کرد

فقط کاش اینو وقتی می‌گفتم که هنوز می‌تونستی جوابم رو بدی

و رینا همچنان در سکوت خوابیده بود

انگار تمام حرف هایی که شوگا سال ها برای گفتنش وقت داشت حالا پشت دری مونده بودن که شاید دیگه هیچوقت باز نمی‌شد




#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۰)

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²³همون شب_____________ری...

🍷 شراب قرمزپارت ۲۰ | هانولآدرس روی کاغذ، آنها را به یک کافه‌...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۵ — پایان شراب قرمزرینا در را باز کرد.پشت د...

۳ پارتی

ادامه پارت ۳۳^_^

dark life = 40

دیگه زندگی واسم فرقی نداره… چه خوب بگذره، چه بد؛ انگار یه چی...

سورا و رین

دنیای جونگ‌کوک با یک تماس تلفنی، کلاً زیر و رو شد. اون یه پس...

پارت ۷ #پشت غرورتاما هنوز به خیابون خیره شده بود.ماشین دیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط