{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماه کنعانم برفت از کلبهٔ احزان ولی

ماه کنعانم برفت از کلبهٔ احزان ولی

عکس رویش بر در و دیوار می‌یابم هنوز

اول شب بود کان یار از شبستانم برفت

وز نسیم صبح بوی یار می‌یابم هنوز

#خواجوی_کرمانی
دیدگاه ها (۱)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

موسیقی

★彡   Part 62 彡★ پیدا کردن تاکسی این موقع صبح کار سختی بود، ا...

مادرم نیست

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

dark life = 18چند روز از آن شب جهنمی گذشته بود. ات دیگر مثل ...

پارت ۶

𝖕𝖆𝖗𝖙14فردا صبح، لیسا با اجازه خانم یونگ — مدیر جدید عمارت — ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p48دستش روی دستگیره موند.«ممکنه دفعه‌ی بع...

پارت ۲۶صبحآن صبح هوا بیرون روشن و صاف بود، ولی توی خانه یک ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط