وقتی یه مرد دیگه بهت دست میزنه!:)
وقتی ی مرد دیگه بهت دست میزنه!:)
تو و کوکی داشتین تو اتاقتون فیلم میدیدن که گوشی کوکی زنگ خورد و بعد از چند دقیقه:
ا.ت: چیشده خرگوشم
کوکی: دوستم زنگ زده بود امشب مهمونی دارن ما هم دعوتیم
ا.ت: اخجوونن
از بحث خارج شدین و شب شد و تو رفتی تو اتاقت یه لباس خوشگل و جذاب پوشیدی و یه میکاپ هات کردی رفتی خودتو به کوکی نشون بدی که..
ا.ت: خوشگل شدمم؟
کوکی: یاااا این چیهه؟؟
ا.ت:چی؟
کوکی: لباستو ببیییین خیلی بازه برو عوضش کنن(داد)
ا.ت: کوکییی دیگه لباس ندارم همینم خیلی خوبه بعدشم لباس خودتو دیدی؟؟
کوکی: چشه مگه خیلیم خوبه(با خنده)
بعد از کلی بحث بلخره راضی شدین رفتین مهمونی
از ماشین ک پیاده شدین و دست کوکیو گرفتی و رفتیو داخل
کوکی با تو رفت سمت دوستش تا سلام کنین
د.و: اوو ببینین کی اینجاست جذاب ترین زوج دنیاااا
کوکی: بسه بسه نمک نریز( با خنده)
بعد از احوال پرسی و اینجورچیزا رفتین نشستین و کوکی نوشیدنی سفارش داد
توام خواستی سفارش بدی که::
کوکی: حق نداری نوشیدنی بخوری(با داد)
ا.ت: عهه کوکی چیه خب همش تو داری میخوری خونه ام همینجوری میکنیی
کوکی: باشه تو بخور عاقبتش با خودت(پوزخند)
ا.ت:عییییش ،باشه:/
کوکی یکم مست شده بود و داشت با رفیقاش صحبت میکرد
یه پسر هم اومد نزدیکتو گفت:اجازه ی رقصیدن میدین؟؟
توام رفتی خب از نظر تو فقط یه رقص ساده بود بعد از چند دقیقه دستشو گذاشت رو کمرتو خودشو بهت چسبوند که فهمیدی نگاه های سنگینی روته!
اطرافتو نگاه کردی و دیدی کوکی با حرص داره نگات میکنه
یهو اومد سمتتونو یه مشت خوابوند رو صورت پسره و دستتو محکم گرفت و بردتت خونه.
ا.ت: ایی کوکی یواش ترر دستم درد گرفت
کوکی: مگه بهت نگفتم حق نداری به مرد دیگه نزدیک شیی؟؟؟((با داد))
ا.ت: ک..کوکی یواش تر
کوکی: ساااکت شووو
ا.ت: ب...ببخشید( با بغض)
کوکی ام طاقت نزاشت ک چسبوندت به دیوار و لباشو محکم گذاشت رو لبات و در گوشت زمزمه کرد
<< دفعه ی بعدی دیگه بخششی در کار نیست دارلینگ>>
____________________________________________
عم بچه ها خیلی خوشحالم پست گذاشتم و اولین پستمم تک پارتیه خوشحال میشم حمایتم کنید تا بهتر از این فعالیت کنم:)
لایک و فالو یادتون نره♡•~•
تو و کوکی داشتین تو اتاقتون فیلم میدیدن که گوشی کوکی زنگ خورد و بعد از چند دقیقه:
ا.ت: چیشده خرگوشم
کوکی: دوستم زنگ زده بود امشب مهمونی دارن ما هم دعوتیم
ا.ت: اخجوونن
از بحث خارج شدین و شب شد و تو رفتی تو اتاقت یه لباس خوشگل و جذاب پوشیدی و یه میکاپ هات کردی رفتی خودتو به کوکی نشون بدی که..
ا.ت: خوشگل شدمم؟
کوکی: یاااا این چیهه؟؟
ا.ت:چی؟
کوکی: لباستو ببیییین خیلی بازه برو عوضش کنن(داد)
ا.ت: کوکییی دیگه لباس ندارم همینم خیلی خوبه بعدشم لباس خودتو دیدی؟؟
کوکی: چشه مگه خیلیم خوبه(با خنده)
بعد از کلی بحث بلخره راضی شدین رفتین مهمونی
از ماشین ک پیاده شدین و دست کوکیو گرفتی و رفتیو داخل
کوکی با تو رفت سمت دوستش تا سلام کنین
د.و: اوو ببینین کی اینجاست جذاب ترین زوج دنیاااا
کوکی: بسه بسه نمک نریز( با خنده)
بعد از احوال پرسی و اینجورچیزا رفتین نشستین و کوکی نوشیدنی سفارش داد
توام خواستی سفارش بدی که::
کوکی: حق نداری نوشیدنی بخوری(با داد)
ا.ت: عهه کوکی چیه خب همش تو داری میخوری خونه ام همینجوری میکنیی
کوکی: باشه تو بخور عاقبتش با خودت(پوزخند)
ا.ت:عییییش ،باشه:/
کوکی یکم مست شده بود و داشت با رفیقاش صحبت میکرد
یه پسر هم اومد نزدیکتو گفت:اجازه ی رقصیدن میدین؟؟
توام رفتی خب از نظر تو فقط یه رقص ساده بود بعد از چند دقیقه دستشو گذاشت رو کمرتو خودشو بهت چسبوند که فهمیدی نگاه های سنگینی روته!
اطرافتو نگاه کردی و دیدی کوکی با حرص داره نگات میکنه
یهو اومد سمتتونو یه مشت خوابوند رو صورت پسره و دستتو محکم گرفت و بردتت خونه.
ا.ت: ایی کوکی یواش ترر دستم درد گرفت
کوکی: مگه بهت نگفتم حق نداری به مرد دیگه نزدیک شیی؟؟؟((با داد))
ا.ت: ک..کوکی یواش تر
کوکی: ساااکت شووو
ا.ت: ب...ببخشید( با بغض)
کوکی ام طاقت نزاشت ک چسبوندت به دیوار و لباشو محکم گذاشت رو لبات و در گوشت زمزمه کرد
<< دفعه ی بعدی دیگه بخششی در کار نیست دارلینگ>>
____________________________________________
عم بچه ها خیلی خوشحالم پست گذاشتم و اولین پستمم تک پارتیه خوشحال میشم حمایتم کنید تا بهتر از این فعالیت کنم:)
لایک و فالو یادتون نره♡•~•
- ۱۶.۰k
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط